پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٧ - قبر، باغى از بهشت يا حفرهاى از دوزخ است!
راستى اگر انسان در دنيا، بعد از آن همه فراز و نشيبها و درد و رنجها و ناكامىها و مصايب، هنگامى كه چشم از آن مىپوشيد، وارد باغى از باغهاى بهشت مىشد، مشكلى وجود نداشت و تمام آن مصايب و درد و رنجها، جبران شده بود.
بلاى عظيم آن است كه بعد از آن همه بدبختىها، به خاطر اعمال زشت و شومى كه از پيش فرستاده است، گرفتار بدبختىهاى عظيمتر شود.
درست است كه كلام امام عليه السّلام در اينجا مطلق است، ولى بديهى است كه ناظر به دنيا پرستان و خودكامگان و ظالمان و آلودگان به گناه است و در فرازهاى گذشته اشارات روشنى به اين مطلب وجود داشت، مانند: (نفر مستكبرا، و خبط سادرا، ماتحا في غرب هواه، كادحا سعيا لدنياه ...).
سپس مىافزايد: « (مشكل و بلاى عظيمتر اينجا است كه) نه فترتى آرامبخش در عذاب اوست، و نه آرامشى كه از درد جانكاه او بكاهد، نه قدرتى كه مانع كيفر او شود، نه مرگى كه او را از اين همه مصايب برهاند، و نه خوابى كه به او تسكين دهد، بلكه در ميان انواع كيفرهاى مرگبار و عذابهاى مداوم گرفتار است! و ما به خدا پناه مىبريم! (از چنين سرنوشتى)» (لا فترة مريحة، و لا دعة [١] مزيحة، [٢] و لا قوّة حاجزة، و لا موتة ناجزة، [٣] و لا سنة [٤] مسلّية، [٥] بين أطوار الموتات، و عذاب السّاعات! إنّا باللّه عائذون!).
اين جملههاى كوتاه و پرمعنا و تكان دهنده، كه از آيات قرآن مجيد برگرفته شده، به خوبى نشان مىدهد كه از يك سو عذاب الهى براى اين گونه اشخاص، در عالم برزخ بسيار دردناك است و از سويى ديگر، هيچ راه فرارى از آن وجود ندارد، چرا كه با مرگ، پرونده اعمال بسته مىشود و تغيير و دگرگونى در آن ممكن نيست،
[١] «دعه» از مادّه «ودع» (بر وزن منع) به معناى آرامش و استراحت است.
[٢] «مزيحه» از مادّه «ازاحه» به معناى زايل كردن و دور نمودن است.
[٣] «ناجزه» از مادّه «نجز» به معناى پايان گرفتن است.
[٤] «سنه» به معناى آغاز خواب است.
[٥] «مسلّيه» از مادّه «تسليت» به معناى بر طرف ساختن و به فراموشى سپردن است.