پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤ - دنيا سايه ناپايدار!
زندگى شايسته سراى آخرت باشد چيزى از آن بهتر نيست و اگر همانند بتى گردد كه انسان در برابر آن سجده كند، چيزى از آن بدتر نيست. ديدگاه نخست، انسانها را به پاكى و تقوا و آزادگى و عزّت فرا مىخواند و ديدگاه دوم، به حرص و آز و ظلم و بيدادگرى و ذلّت.
ديدگاه اوّل، نعمتهاى فانى دنيا را مبدّل به نعمتهاى باقى آخرت مىكند، و ديدگاه دوم سبب زوال نعمتها و باقى ماندن مسئوليّتهاى آنهاست.
از اينجا روشن مىشود كه چرا در بسيارى از آيات و روايات دنيا مدح شده، و در بخش مهمّ ديگرى، نكوهش دنيا گرديده است، ممكن است ناآگاهان در ابتداى نظر آنها را متضادّ ببينند، در حالى كه هر يك در جاى خود صحيح و در واقع مكمّل يكديگرند، يكى اشاره به دنياى ابزارى دارد و ديگرى به دنياى هدفى.
شرح بيشتر درباره اين سخن را ذيل خطبههاى مناسبترين بيان خواهيم كرد.
در ششمين نكته پرده از روى حقيقت دنيا، برمىدارد و آن را به سايهاى تشبيه مىكند كه هنوز انسان در آن نيارميده، از كنار او مىگذرد، مىفرمايد: «دنيا در نظر خردمندان همچون سايه بعد از زوال است در حالى كه آن را گسترده مىبينى ناگهان جمع مىشود و در حالى كه فزونى مىيابد، (با فرا رسيدن شب) نقصان مىپذيرد.» (فإنّها عند ذوي العقول كفيء الظّلّ، بينا تراه سابغا [١] حتّى قلص [٢]، و زائدا حتّى نقص.
«ظلّ» گاه به معناى هرگونه سايهاى آمده است خواه سايههاى اشيا قبل از زوال ظهر يا بعد از زوال، و گاه به خصوص سايهاى گفته مىشود كه قبل از ظهر است و
[١] «سابغ» از مادّه «سبوغ» به معناى ادامه و كشش چيزى است و «نعمت سابغه» به نعمتهاى ممتدّ و طولانى گفته مىشود و «إسباغ الوضوء» به معناى ادامه وضوء با آب فراوان است، بىآنكه مستلزم اسراف شود.
[٢]- «قلص» از مادّه «قلوص» (بر وزن خلوص) به معناى جمع شدن و مرتفع گشتن است و در خطبه بالا به معناى برچيده شدن سايههاى بعد از ظهر، با فرا رسيدن شب است.