پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢١ - پاسخ به چند پرسش
همه به سخنانت گوش فرا مىدهند، اوضاع را كه مشاهده مىكنى چقدر بحرانى است، من دوست دارم تو با آنها صحبت كنى و آنان را از اين راه كه در پيش گرفتهاند، منصرف سازى.» امام عليه السّلام فرمود: «با چه شرطى آنها را راضى و منصرف نمايم؟» «عثمان» گفت: «به اين شرط كه من از اين به بعد با صلاحديد تو رفتار كنم». امام عليه السّلام فرمود: «من بارها با تو درباره خلافكاريها سخن گفتهام و تو هم وعده دادى كه عمل كنى ولى به سخنان «مروان» و «معاويه» و «ابن عامر» گوش فرادادى و پيمانت را با من شكستى.» با اين حال، امام عليه السّلام قول مجدّد «عثمان» را داير به اصلاح روشهاى نادرست خلافتش پذيرفت و به اتّفاق «سى نفر» از مهاجران و انصار، با كسانى كه از «مصر» آمده بودند و بر ضدّ «عثمان» شوريده بودند، سخن گفت و «مصريان» پذيرفتند كه به «مصر» بازگردند [١] سپس «عثمان» كارهاى خلاف ديگرى انجام داد، كه شرح آن در جلد اوّل ذيل «خطبه شقشقيّه» (صفحه ٣٧١) تحت عنوان «علل شورش بر ضدّ عثمان» گذشت و تدابير امام عليه السّلام در خاموش كردن آتش فتنه، به خاطر خلافكارىهاى جديد، بر باد رفت.
اين سخن به خوبى نشان مىدهد كه امام عليه السّلام بارها و بارها به اعمال عثمان اعتراض كرده بود و از او پيمان گرفته بود كه وضع خود را اصلاح كند، ولى عثمان چنان تحت نفوذ وسوسههاى «مروان» و «معاويه» بود، كه هرگز وضع خود را- هر چند در ظاهر- اصلاح نكرد.
در خطبه [١٦٤] نهج البلاغه نيز، شرح مفصّلى در اين زمينه آمده است كه هنگامى كه مردم نزد «امام» جمع شدند و از «عثمان» شكايت كردند و از آن حضرت
[١] شرح نهج البلاغه بن ابى الحديد، جلد دوم، صفحه ١٢٩ به بعد.