پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٨ - گله شديد از دوستان سست عنصر!
ولى اين گروه، با همان بارهاى نخستين كه در جنگ «صفّين» بر دوششان حمل شد، زانو زدند و بر زمين نشستند و امام عليه السّلام پيوسته با آنها مدارا مىكرد، بلكه بپاخيزند و با شجاعت و شهامت راه را تا آخر طى كنند.
در تشبيه دوم آنها را به جامه كهنه و پوسيدهاى تشبيه مىكند كه با كمترين فشار پاره مىشود و هر گاه يك طرف آن را بدوزند، طرف ديگر پاره مىشود.
آرى، آنها بر اثر تن پرورى و عافيت طلبى و روحيه ضعيف و افكار پوسيده، مقاومت خود را از دست داده بودند. هنگامى كه اين فرمانده بزرگ الهى از يك سو آنها را نظم و انضباط مىبخشيد، از سوى ديگر متلاشى مىشدند، چه مشكل و دردناك بود براى اين فرمانده شجاع و آگاه كه با چنين گروهى سر و كار داشت، دائما خون دل مىخورد و زجر مىكشيد، تدبيراتش خنثى مىگرديد و تيرهايش به سنگ مىخورد و يكى از دلايل بارز مظلوميت على عليه السّلام گرفتارى در چنگال اين گروه بود.
سپس امام عليه السّلام به نشانههاى ضعف و زبونى آنها اشاره مىكند، شايد عيب بزرگ خود را دريابند و در اصلاح آن بكوشند. مىفرمايد: «هر زمان گروهى از لشكريان شام به شما نزديك مىشوند، هر يك از شما در را به روى خود مىبندد، و همچون سوسمار در لانه خود مىخزد، و يا همانند كفتار كه در خانه خويش پنهان شده، مخفى مىگردد.» (كلّما أطلّ [١] عليكم منسر [٢] من مناسر أهل الشّام أغلق كلّ رجل منكم بابه، و انجحر [٣] انجحار الضّبّة [٤] في جحرها، و الضّبع [٥] في و جارها [٦]).
[١] «اطلّ» از مادّه «طلّ» (بر وزن حلّ) به معناى اشراف بر چيزى است و در اينجا اشاره به نزديك شدن لشكر شام است.
[٢] «منسر» (بر وزن منزل) از مادّه «نسر» به معناى ربودن چيزى است و «منسر» به گروه كوچكى از لشكر كه بين صد تا دويست نفر باشد اطلاق مىشود، گويى آنها براى ربودن اشياء و يا اشخاصى به حركت در آمدهاند.
[٣] «انجحر» از مادّه «جحر» (بر وزن جهل) به معناى خزيدن حيوان در لانه است.
[٤] «ضبّة» (بر وزن دبّه) به معناى «سوسمار ماده» است و در اصل از مادّه «ضبّ» به معناى جريان مختصر آب و مانند آن گفته مىشود.
[٥] «ضبع» به معناى كفتار است.
[٦] «وجار» از ماده «وجر» (بر وزن فجر) در اصل به معناى ريختن دارو در حلق است و از آنجا كه خزيدن كفتار در لانهاش شباهتى با آن دارد، به لانه كفتار و بعضى ديگر از حيوانات «وجار» گفته مىشود.