پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٢ - ١- هاشم مرقال كه بود؟
پدر تو و فاروقش عمر بود كه حق او را گرفتند و فرمان او را مخالفت كردند. [١] اين سخن را با آخرين نامهاى كه «على عليه السّلام» درباره «محمّد» به اهل مصر نوشت تكميل مىكنيم، در اين نامه چنين آمده است: «اميرتان محمّد را به خوبى يارى كنيد و بر اطاعت و فرمان او ثابت قدم باشيد، تا بر حوض كوثر پيامبرتان وارد شويد. [٢]» در نامه سى و پنجم «نهج البلاغه» در بخش نامهها خواهيم ديد، كه على عليه السّلام مدح بليغ و تمجيد گويايى از «محمّد بن ابى بكر» مىكند.
از جالبترين فرازهاى زندگى «محمّد بن ابى بكر» اين است: هنگامى كه در «مصر» حكومت مىكرد، نامهاى به امام امير مؤمنان عليه السّلام نوشت و در خواست بيان جامعى در امور دين كرد و امام عليه السّلام نامه بسيار جامع و پرمعنايى براى او و «اهل مصر» مرقوم داشت، و «محمّد» همواره اين نامه را با خود داشت و در آن نظر مىكرد و به آن عمل مىنمود، هنگامى كه شهيد شد «عمرو عاص» آن نامه را ضمن مدارك و اسناد ديگرى كه از «محمّد» بدست آورد، براى «معاويه» فرستاد، «معاويه» در آن نامه نظر مىكرد و از مضامين عالى آن تعجّب مىنمود، هنگامى كه «وليد بن عقبه» اعجاب معاويه را مشاهده كرد، به او گفت: «اين نامهها را بسوزان». «معاويه» به او گفت: «خاموش باش! تو عقل و شعور كافى ندارى!» «وليد» ناراحت شد و گفت: «تو عقل كافى ندارى. آيا اين خردمندى است كه مردم بدانند نامه و احاديث ابوتراب (على عليه السّلام) نزد تو است و از آنها درس آموختهاى؟ پس چرا با او مىجنگى؟» معاويه گفت: «واى بر تو، به من مىگويى دانشى اين چنين را بسوزانم؟ به خدا سوگند! من از آن جامعتر و استوارتر و روشنتر نشنيدهام!». [٣]
[١] مروج الذّهب، جلد ٣، صفحه ١١.
[٢] امالى مفيد، مجلس سى و يك.
[٣] الغارات، جلد ١، صفحه ٢٥٢.