پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٤ - محكم بايستيد و مقاومت كنيد!
«ثبج» (بر وزن سبد) به معناى وسط و بخش عظيم چيزى است و جمله «فاضربوا ثبجه» تاكيد ديگرى بر لزوم هدفگيرى قلب سپاه و خيمه «معاويه» است.
سپس امام عليه السّلام به بيانى مىپردازد كه به عنوان دليل بر دستور سابق است، مىفرمايد: « (اينكه گفتم به خيمه معاويه حمله ببريد) به خاطر اين است كه شيطان در گوشه و كنار آن پنهان شده، دستى براى حمله به پيش دارد و پايى براى فرار به عقب نهاده است!» (فإنّ الشّيطان كامن في كسره [١]، و قد قدّم للوثبة [٢] يدا، و أخّر للنّكوص [٣] رجلا).
منظور از شيطان در اين جمله، «معاويه» است كه هم افكارش شيطانى بود و هم كارهايش. بعضى از مفسّران نهج البلاغه آن را اشاره به «عمرو عاص» دانستهاند و گاه گفته مىشود: منظور از شيطان در اينجا «ابليس» است كه براى تحريك معاويه و يارانش در آن لحظات حسّاس، فعّاليت مىكرد.
در حقيقت جمله بالا ترسيم دقيقى از روحيه معاويه است كه از يك سو خود را آماده براى حمله مىكرد و از سوى ديگر آماده فرار و عقبنشينى بود، تا باد از كدام سو، بوزد و حال و هوا چگونه باشد. و اين گونه است روش سياستمداران مادّى، آنها هرگز هدف مقدّس ندارند كه به آن عشق بورزند و تا آخرين نفس و آخرين قطره خون، حاضر براى فداكارى در راه آن باشند و به همين دليل، هر گاه در برابر گروهى مؤمن و با هدف و از جان گذشته قرار گيرند، گرفتار شكست مىشوند.
قرآن مجيد درباره شيطان چنين مىگويد: «وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا»
[١] «كسر» (بر وزن مصر) به معناى گوشه پايين خيمه است و شايد اطلاق اين واژه بر اين معنا به خاطر چين و شكنى است كه در اين قسمت از خيمه پيدا مىشود.
[٢] «وثبه» از مادّه «وثب» (بر وزن نصر) در اصل به معناى پيروزى و ظفر است و به معناى پريدن و جستن براى گرفتن چيزى نيز آمده است كه تناسب با ريشه اصلى آن دارد.
[٣] «نكوص» به معناى عقبنشينى و بازگشت از انجام كارى است و معمولا در موارد عقبنشينى از كار خير، به كار مىرود.