پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢٠ - ترسيمى از جهان در آستانه ظهور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله
در ويژگى پنجم مىافزايد: «در زمانى كه آتش جنگها زبانه مىكشيد!» (و تلظّ [١] من الحروب).
چه تشبيه جالبى! جنگ را به آتش سوزان تشبيه كرده، آتشى كه همه چيز را در كام خود فرو مىبرد و خاكستر مىكند. و گسترش دامنه جنگها را به زبانه كشيدن آتش، تشبيه فرموده است. اگر به تاريخ مراجعه كنيم مىبينيم كه در آن زمان صحنه جهان- مخصوصا جزيرة العرب- مبدّل به صحنه جنگ گستردهاى شده بود.
جنگهاى ايران و روم و جنگهاى ديگر و مخصوصا جنگهاى كور و بىهدفى كه در ميان قبايل عرب، هر روز ظاهر مىگشت. به بهانههاى واهى، قبايل متعصّب و جاهل و نيمه وحشى به جان هم مىافتادند و آنقدر مىكشتن، تا خسته شوند.
در ششمين و هفتمين ويژگى مىفرمايد: «اين در زمانى بود كه دنيا بىنور و پر از مكر و فريب و غرور شده بود.» (و الدّنيا كاسفة [٢] النّور، ظاهرة الغرور).
در واقع نور جهان بشريّت، همان نور وحى و وجود انبيا است. هنگامى كه «فترتى» واقع شود، همه چيز در تاريكى وحشتناكى فرو مىرود و بازار مكر و فريب، پر رونق مىگردد. مذاهب ساختگى رواج مىيابند و دنياپرستان مكّار، در لباس اصلاح طلبان ظاهر مىشوند و به فريب خلق خدا و بهرهگيرى مادّى از آنان مىپردازند.
در هشتمين ويژگى، امام عليه السّلام جهان انسانيّت را به باغى تشبيه مىكند كه در عصر جاهليّت: «تمام برگهايش به زردى گراييده (و در حال فرو ريختن است) و باغبان از ميوههايش مأيوس گشته و آبها در زمين فرو نشسته (و جوىهايش خشكيده) بود».
[١] «تلظّ» از مادّه «لظى» به معناى شعله آتش است و «تلظّى» به معناى شعلهور شدن مىباشد.
[٢] «كاسفه» از مادّه «كسوف» به معناى خورشيد گرفتگى است (و گاه به ماه گرفتگى نيز به جاى خسوف، كسوف گفته مىشود) و در خطبه بالا كنايهاى است از خاموش شدن انوار هدايت در عصر جاهليّت.