پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩ - ١- فلسفه پنهان بودن مرگ
نكتهها
١- فلسفه پنهان بودن مرگ
در اين خطبه اشارهاى به مسأله پنهان بودن مرگ شده است (فإنّ أجله مستور عنه) و اين يكى از رازهاى مهمّ خلقت است، هيچ كس نمىداند يك ساعت ديگر زنده است يا در صف مردگان؟ امروز «مخبر» است و فردا «خبر»، امروز در مجلس ياد بود دوستش شركت مىكند، و فردا دوستان ديگر در مجلس ياد بود او هستند. بى شكّ اگر پايان عمر هر كس بر او روشن بود سرچشمه مفاسد بىشمارى مىشد كه «امام صادق عليه السّلام» در توحيد معروف «مفضّل» به آن اشاره فرموده، مىگويد:
«اى مفضّل! درباره مخفى بودن مدّت حيات انسان، بينديش! اگر انسان مقدار عمر خود را مىدانست (از دو حال خارج نبود) اگر عمرش كوتاه بود، همان مقدار از عمر به خاطر انتظار مرگ بر او گوارا نبود، بلكه به كسى مىماند كه دارايىاش به پايان رسيده و پيوسته احساس فقر مىكند و در ترس و وحشت است. اين در حالى است كه فناى عمر از فناى مال مهمتر مىباشد، زيرا مال جانشين دارد امّا عمر جانشينى ندارد. و اگر عمر او طولانى بود و از آن آگاه مىشد، احساس امنيّت و بقا مىكرد و غرق معاصى و گناهان مىگرديد، به اين اميد كه بهره كافى از شهوات ببرد و هنگامى كه پايان عمرش نزديك مىشود، به توبه بنشيند. اين چيزى است كه خداوند از بندگانش نمىپسندد (به همين دليل مدّت عمر را پنهان نگه داشت تا بندگانش هميشه در ميان خوف و رجا باشند، همان حالتى كه از يك سو به انسان آرامش مىدهد و از سوى ديگر هشدار و سبب تكامل او مىگردد)» [١]
[١] بحار الانوار، جلد ٣، صفحه ٨٣- ٨٤ (حديث توحيد مفضّل).