پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٧ - شرح و تفسير
مكان و جهت و رنگ داشته باشد و ما به پيروى از امامان اهل بيت عليهم السّلام معتقديم كه محال است كه خداوند ديده شود، نه در اين جهان و نه در جهان ديگر، و دلائل عقلى كه در بالا به گوشهاى از آن اشاره شد، اين حقيقت را ثابت كرده. و دليل عقلى هم استثنا بردار نيست. [١] امّا عدم احاطه عقلها به ذات پاك او، به خاطر آن است كه كنه ذاتش نامحدود است و عقل محدود، قادر به درك نامحدود نيست، به همين دليل، در بالا گفتيم:
علم ما به ذات پاك خداوند و صفات او، علم اجمالى است، نه علم تفصيلى.
جالب اينكه امام عليه السّلام در مورد نفى رؤيت بوسيله چشم و همچنين مشاهده عقليّه تعبير به «عدم احاطه» كرده است، كه در واقع به منزله دليل بر مطلوب است، زيرا لازمه رؤيت، يا مشاهده عقلى، احاطه پيدا كردن به چيزى است و يك وجود نامحدود و بىپايان «محاط» به چيزى نمىشود.
در اينجا سؤالى پيش مىآيد و آن اينكه خود امام عليه السّلام در يكى ديگر از كلماتش مىفرمايد: «لا تدركه العيون بمشاهدة العيان، و لكن تدركه القلوب بحقائق الإيمان، چشمها هرگز او را آشكارا نمىبينند، امّا عقلها با نيروى حقيقت ايمان، وى را درك مىكنند» [٢].
آيا اين سخن، با آنچه در اين خطبه آمده است، منافات ندارد؟
با توجّه به يك نكته، جواب اين سؤال روشن مىشود و آن اينكه: منظور از عدم احاطه عقل به ذات او، كه در خطبه محلّ بحث آمده، نفى ادراك كنه ذات و به تعبير
[١] شرح بيشتر را درباره نفى رؤيت خداوند، در جلد اوّل همين كتاب، صفحه ١٠٥ به بعد و كتاب «پيام قرآن» جلد ٤، صفحه ٢٣٢ تا ٢٥١ مطالعه فرماييد.
[٢] نهج البلاغه، خطبه ١٧٩.