پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣١ - ناگهان مرگ فرا مىرسد!
بخش سيزدهم
دهمته فجعات المنيّة في غبّر [غبر] جماحه، و سنن مراحه، فظلّ سادرا، و بات ساهرا، في غمرات الآلام، و طوارق الأوجاع و الأسقام، بين أخ شقيق، و والد شفيق، و داعية بالويل جزعا، و لادمة للصّدر قلقا، و المرء في سكرة ملهثة، و غمرة كارثة، و أنّة موجعة، و جذبة مكربة، و سوقة متعبة.
ترجمه
« (هنوز تلاش و كوشش او در طريق اشباع هوسهايش پايان نگرفته كه) ناراحتىهاى مرگ، در حالى كه بقاياى سركشى در او وجود دارد و در مسير لذّات خود گام برمىدارد، او را در خود فرو مىبرد و ناگهان گرفتار حيرت و سرگردانى مىشود و از شدّت بيمارى و درد و رنجها، شب تا به صبح بيدار مىماند (و ناله سر مىدهد) اين در حالى است، كه در ميان برادرى غمخوار، پدرى مهربان (و همسرى دلسوز كه) گريه و ناله سر دادهاند (و مادرى دلسوخته كه) از شدّت ناراحتى به سينه مىكوبد، قرار گرفته است و با سكرات بىتاب كننده مرگ و شدائد غمانگيز و نالههاى دردناك و جان دادن پرمشقّت و مرگ رنجآور، دست به گريبان است.
شرح و تفسير
ناگهان مرگ فرا مىرسد!
در اين بخش از خطبه، امام عليه السّلام به سراغ پايان عمر اين انسان غافل مغرور سركش، مىرود كه چگونه در چنگال بيمارىهاى جانكاه و داد و فرياد بستگان و