پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٧ - گذرگاههاى هولناكى كه در پيش داريم
آرى، براى ورود به مرحله تقوا، تقوايى كه گذار انسان را از صراط آسان كند، نخست تفكّر لازم است! تفكّر و انديشهاى كه تمام قلب را به خود مشغول دارد و خوف از خدا را در انسان زنده كند و به دنبال آن تهجّد و شبزندهدارى و روزه در ايّام گرم تابستان و زهد و پارسايى، در وجود انسان ظاهر گردد، چنين تقوايى است كه انسان را به سر منزل مقصود مىرساند و او را همچون برق، از «صراط خطرناك قيامت» عبور مىدهد.
در ادامه اين سخن مىفرمايد: «همان پرهيزگارى كه ذكر خدا به سرعت بر زبانش جارى مىگردد و ترس (از خدا) را براى ايمنى در رستاخيز از پيش فرستاده است، جاذبهها (ى انحرافى و شيطانى) را از جاده خويش كنار زده و در بهترين و مستقيمترين راههايى كه او را به روش مطلوب (جهت رسيدن به رضاى خدا) مىرساند، گام برداشته، و وسوسهها و فريبها هرگز او را نفريفته، و امور مشكوك بر او پنهان نمانده است، (و به كمك نور تقوا، حق را از باطل تشخيص مىدهد)» (و أوجف [١] الذّكر بلسانه، و قدّم الخوف لأمانه، و تنكّب [٢] المخالج [٣] عن وضح [٤] السّبيل، و سلك أقصد المسالك إلى النّهج المطلوب، و لم تفتله [٥] فاتلات الغرور، و لم تعم عليه مشتبهات الأمور).
[١] «اوجف» از مادّه «ايجاف» به معناى تسريع در كارى است، اين واژه به معناى ايجاد اضطراب كه در بسيارى از موارد، لازمه تسريع است نيز آمده است.
[٢] «تنكب» از مادّه «نكب» و «نكوب» به معناى عدول و دورى و انصراف از چيزى است، به همين جهت، هنگامى كه دنيا به كسى پشت كند از آن تعبير به «نكبت» مىشود.
[٣] «مخالج» جمع «مخلج» از مادّه «خلج» (بر وزن خرج) به معناى مشغول كردن چيزى است، بنابراين «مخالج» به معناى امور مشغول كننده و سرگرم كننده است و تعبير به «خلجان» به ذهن، نيز اشاره به همين معناست و «خليج» را به اين جهت خليج گفتهاند كه گويى بخشى از دريا جدا شده و به سوى خشكى پيش رفته و خشكى را به خود مشغول داشته است.
[٤] «وضح» از مادّه «وضوح» به معناى آشكار شدن است و «وضح السّبيل» به معناى وسط جاده است.
[٥] «تفتله» از مادّه «فتل» (بر وزن قتل) به معناى منصرف ساختن از چيزى است و گاه به معناى تابيدن نيز آمده است و «فتيله» را نيز به همين جهت «فتيله» مىگويند.