پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٨ - سر انجام چهرههاى پرطراوت پژمرده مىشود!
بثقل أعبائها، [١] موقنة بغيب أنبائها، لا تستزاد من صالح عملها، و لا تستعتب من سيّىء زللها!».
تعبيرى از اين جامعتر و كاملتر، و گوياتر و تكاندهندهتر، درباره وضع جسم و روح آدمى بعد از مرگ تصوّر نمىشود، بدن به سرعت متلاشى مىشود و طعمه حشرات زمين مىگردد، چهرههاى زيبا، زبان توانا و عقلهاى دانا همگى بر باد مىروند و جز مشتى استخوان پوسيده و قبرهاى ويران شده و گاه به كلّى از نظرها محو گشته از آنها باقى نمىماند.
مصيبت بزرگتر اينجاست كه پرونده اعمال به كلّى بسته مىشود: نمىتوان چيزى بر حسنات افزود و نه چيزى از سيّئات كاست، آن روز كه با يك قطره اشك- اگر از سر ندامت و حسرت و در راه توبه، فرو مىريخت- درياهاى آتش گناه، خاموش مىشد، گذشت! و آن روز كه با گفتن يك «لا اله الّا اللّه» درخت جديدى در سرزمين بهشت براى گويندهاش كاشته مىشد، پايان گرفت و تمام راههاى بازگشت به طور كامل بسته شده است.
سپس در آخرين قسمت اين فراز از خطبه، چنين مىفرمايد: «آيا شما فرزندان و پدران و برادران همان مردم نيستيد؟! (همان مردمى كه اكنون در زير خاك خفتهاند و استخوانهاى آنها در حال پوسيدن است و گذشت سال و ماه، حتّى آثار قبور آنها را محو كرده است)» (أو لستم أبناء القوم و الآباء و إخوانهم و الأقرباء؟).
اشاره به اين كه گاهى پدران زودتر از فرزندان از دنيا مىروند و گاه فرزندان پيش از پدران و گاه برادران قبل از برادران ديگر، هيچ زمان معيّنى براى پايان عمر هيچ كس وجود ندارد و همه در برابر ورود مرگ يكسانند و بقاى هيچ كس تا يك روز و حتّى تا يك ساعت، تضمين نشده است! سپس در توضيح و تبيين اين معنا مىفرمايد: «شما نيز همان برنامهها را دنبال
[١] «اعباء» جمع «عبء» (بر وزن فكر) به معناى بار سنگين است و «اعباء» در خطبه بالا به معناى مسئوليتهاى سنگين است.