پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٩ - زهد آن است كه امير باشيم نه اسير دنيا!
كمتر ديده مىشود، امّا حقيقت و مفهوم و محتواى آن، در قرآن مجيد بطور گسترده آمده است.
«زهد» در منطق اديان الهى، همان وارستگى و بىاعتنايى به زرق و برق جهان مادّه است. زهد اين نيست كه انسان از مال و ثروت و مقامات و امكانات دنيا بىبهره باشد، زهد آن است كه اسير آنها نگردد، بلكه امير بر آنها باشد. به همين دليل «سليمان» آن پيامبر بزرگ الهى كه حكومت و اموال او ضربالمثل است با ردّ هداياى گرانبهاى «ملكه سبا» نشان داد كه امير است نه اسير.
در حديثى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىخوانيم:
«الزّهادة في الدّنيا ليست بتحريم الحلال، و لا إضاعة المال، و لكن الزّهادة في الدّنيا أن لا تكون بما في يديك أوثق منك بما في يد اللّه
، زهد در دنيا به اين نيست كه حلال را بر خود حرام كنى، يا مال و ثروت خويش را ضايع سازى (و به دور افكنى) بلكه زهد در دنيا به اين است كه: اطمينان و علاقه تو به آنچه در دستدارى، از آنچه به دست خدا است بيشتر نباشد (به فرمان خدا و براى جلب رضاى او از آنچه دارى بگذرى)» [١].
از اينجا روشن مىشود كه «زهد اسلامى» هيچ ارتباطى با «رهبانيّت مسيحى» ندارد. «زهد اسلامى» به معناى سادگى زندگى و حذف تجمّلات و عدم اسارت در چنگال شهوات و مال و مقام است، در حالى كه «رهبانيّت» به معناى جدايى و بيگانگى از زندگى اجتماعى است.
در حديثى مىخوانيم: هنگامى كه فرزند «عثمان بن مظعون» از دنيا رفت، وى بسيار غمگين شد و به اصطلاح به «زهد» روى آورد، خانهاش را مسجد قرار داد و مشغول عبادت گشت (و همه كار، جز عبادت را ترك گفت).
[١] كنز العمّال، جلد ٣، صفحه ١٨١، حديث شماره ٦٠٥٩.