پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٠ - د تبهكارىهاى حكومت بنىاميّه
١- انحراف خلافت اسلامى از مسير صحيح خود و تبديل آن به سلطنت
معاويه خود تصريح مىكرد كه خلافت را نه با محبّت و دوستى مردم و نه رضايت آنها از حكومت او، بلكه با شمشير به دست آورده است. [١] «جاحظ» مىگويد: «معاويه سالى را كه به قدرت رسيد «عامالجماعة» ناميد، در حالى كه آن سال، «عام فرقه و قهر و جبر و غلبه بود». سالى كه امامت به سلطنت و نظام كسرايى تبديل شد و خلافت غضب شده و قيصرى گرديد». [٢] زندگى اشرافى «معاويه» و شيوه رفتار او در كار خلافت، سبب شد تا «سعد بن ابى وقّاص» نيز در وقت ورود بر او، وى را «ملك» خطاب كند. [٣] مورّخان معاويه را اوّلين شاه خواندهاند. [٤] «سعيد بن مسيّب» مىگفت: معاويه اوّلين كسى بود كه خلافت را به سلطنت تبديل كرد. [٥] مورّخ معروف «يعقوبى» بعضى از كارهاى معاويه را كه نشانههاى نظام سلطنت است، نام برده مانند: نشستن بر تخت سلطنت و نشاندن ديگران در پايين آن و انتخاب بهترين مالهاى مردم و اختصاص آنها به خود. [٦] «ابو الاعلى مودودى» در كتاب «خلافت و ملوكيّت» چند ويژگى براى تفاوت نظام سلطنتى معاويه، با خلافت پيش از وى بر شمرده است:
١- دگرگونى روش تعيين خليفه. خلفاى پيشين، خود براى كسب خلافت قيام نمىكردند، ولى معاويه با هر وسيلهاى در پى آن بود تا به هر صورتى كه شده بر مسند خلافت تكيه زند.
[١] العقد الفريد، جلد ٤، صفحه ٨١ و ٨٢.
[٢] رساله الجاحظ فى بنىاميّة، صفحه ١٢٤، به نقل از تاريخ سياسى اسلام، جلد ٢، صفحه ٣٩٦.
[٣] مختصر تاريخ دمشق، جلد ٨، صفحه ٢١٠ و تاريخ يعقوبى، جلد ٢، صفحه ٢١٧.
[٤] تاريخ الخلفا، صفحه ٢٢٢.
[٥] تاريخ يعقوبى، جلد ٢، صفحه ٢٣٢، به نقل از تاريخ سياسى اسلام، جلد ٢، صفحه ٣٩٦.
[٦] تاريخ يعقوبى، جلد ٢، صفحه ٢٣٢، به نقل از تاريخ سياسى اسلام، جلد ٢، صفحه ٣٩٦.