پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٨ - سرگذشت عجيب مروان!
«عبدالملك» بودند، مىدانند كه چهار نفر آنها به نام «وليد»، «سليمان»، «يزيد»، و «هشام» به خلافت رسيدند و او تنها كسى بود كه چهار فرزندش به خلافت رسيدند.
به همين دليل، جمعى قول دوم را ترجيح دادند، چرا كه با سومين پيشگويى امام كه در كلام بالا آمده است و مىفرمايد: «و امّت به اسلام به زودى از دست او و پسرانش، روز خونينى خواهند داشت» و ستلقى الأمّة منه و من ولده يوما أحمر سازگارتر است.
اين پيشگويى نيز به تحقّق پيوست و اين خلفاى خونخوار يكى پس از ديگرى به حكومت رسيدند و جاى «مروان» و «عبدالملك» را گرفتند و خونهاى زيادى ريختند و بسيارى از بىگناهان را به تيغ دژخيمان سپردند و يوما أحمر (روز سرخ و خونين) با جنايات آنها تحقّق پذيرفت، كه يك نمونه آن، جنايات «حجّاج» فرماندار كوفه در عصر «عبدالملك بن مروان» است.
نكته
سرگذشت عجيب مروان!
«مروان بن حكم» كه از سرسختترين دشمنان «اميرمؤمنان على عليه السّلام» بود و محور سخن در خطبه مورد بحث است، سرگذشتى شگفت انگيز و عبرتآميز دارد و آگاهى بر تاريخ زندگى نكبتبار او، بسيارى از حقايق مربوط به تاريخ صدر اسلام را روشن مىسازد.
پدرش «حكم» همانگونه كه در بلا اشاره كرديم به خاطر كارشكنىهاى مكرّر بر ضدّ پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله، به طائف تبعيد شد و پيامبر در حقّ او فرمود:
«لعنك اللّه و لعن ما في صلبك
، خداوند هم تو را و هم فرزندى را كه در صلب خود، دارى لعنت كند» (و اين قبل از تولّد مروان بود.) چهره او در جامعه اسلامى آن روز، به قدرى منفور بود كه نه خليفه اوّل و نه