پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٥ - اين همه توبيخ براى چيست؟
حركت، يكسان نيستند و قراين نشان مىدهد، مردم عراق و كوفه در آن عصر و زمان از گروه دوم بودند و به اصطلاح «تا سخنى گفته نشود كه به رگ غيرت آنها بخورد» به حركت در نمىآيند و اميرمؤمنان على عليه السّلام با شناختى كه از آنان داشت، گاه از اين روش استفاده مىكرد و آنها را زير رگبار ملامتها و سرزنشها مىگرفت، تا به خطراتى كه در پيش روى دارند، توجّه كنند و در برابر دشمن به پا خيزند.
ديگر اينكه: امام اين سخنان را براى ثبت در تاريخ بيان فرموده، تا آيندگان در قضاوت خود گرفتار خطا و اشتباه نشوند و نگويند: على عليه السّلام با داشتن آن همه ياران وفادار و لشكر كارآمد، چه شد كه نتوانست بر معاويه پيروز گردد و شرّ ظالمان را از سرزمين اسلامى براندازد، تا جهان اسلام بدست بىرحمترين حكّام و دور افتادهترين آنها از آيين اسلام، نيفتد.
در واقع «على عليه السّلام» بىگناهى خود را در اين خطبهها بيان مىكند و مىگويد: «از سوء اتّفاق، من گرفتار چنين افرادى شده بودم، افرادى كه نادانى و ناسپاسى و تلوّن و سستى خود را، در داستان «حكمين» و مانند آن، ظاهر ساختند، افرادى كه غيرت دينى آنها ضعيف، درك آنها از اسلام سطحى، و انضباط و اطاعتشان نسبت به پيشوايشان كم بود، همچون «سوسمار» در لانه خود مىخزيدند و همچون «كفتار» در خانه خود پنهان مىگشتند. مردان بزم بودند، نه ياران رزم و به چوبهاى تيرى شبيه بودند كه نه پيكان داشت و نه پايه.
در واقع امام عليه السّلام با تشبيهات چهارگانهاى كه در تعبيرات اين خطبه بيان فرموده انگشت بر نقاط اصلى ضعف آنان مىگذارد، در يكجا: آنها را به شتران تازهكارى تشبيه مىكند، كه اگر اندك بارى بر آنها بگذارند، پشتشان مجروح مىشود.
در جمله ديگر: آنان را همانند جامه كهنه و فرسودهاى مىشمرد، كه اگر يك طرف آن را بدوزند، از سوى ديگر پاره مىشود (اين جمله اشاره به عدم مقاومت آنها در برابر حوادث سخت است، به همين دليل به سرعت ميدان را خالى مىكردند).