استفتاءات جديد - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٩ - شجاج
لب، زبان، انگشت، كف دست و ديگر اعضا) صادق است؟
جواب: قدر مسلّم از نافذه مواردى است كه آلت جارحه به مقدار قابل ملاحظهاى در بدن نفوذ كند؛ مانند نيزه، خنجر، چاقو و امثال آن. امّا جراحت وارده به يك انگشت، يا لب، يا مانند آن، مصداق نافذه نيست.
سؤال ١٢٧٤- هرگاه آلت ضرب يكى از اعضاى داخلى بدن، از قبيل كبد، را مجروح كند، و جراحت بدون عيب التيام يابد؛ آيا علاوه بر ثلث جراحت جائفه، آن جراحت ارش نيز دارد؟
جواب: آن جراحت اضافى، ارش دارد.
سؤال ١٢٧٥- آيا ديه جراحاتى كه در اثر ضربه واحد بر سطح عضوى كه دچار شكستگى شده حادث مىشود، مانند حارصه، داميه، تغيير رنگ، و امثال آن، بر ديه شكستگى افزوده مىشود؟
جواب: آرى ديه شكستگى جدا از ديه جراحت است.
سؤال ١٢٧٦- سر شخصى را با سنگ شكستهام. (البتّه قصد پرتاب داشتهام، نه شكستن.) و نمىدانم چه مقدار جراحت وارد شده، بلكه فقط مىدانم از سر مجروح خونى آمده است. و اكنون شخص مجروح فوت كرده، و اصلًا دسترسى به ورثه و بستگان او نداشته، و نخواهم داشت. ديه آن چقدر است؟
جواب: در صورتى كه فقط مىدانيد سر او زخم شده، و بيشتر از آن را يقين نداريد، ديه آن قيمت يك شتر است. و در صورتى كه به مجنىّ عليه دسترسى نداريد، به نيّت او ديهاش را به فقيرى صدقه مىدهيد. مگر اين كه يقين داشته باشيد كه او از شما راضى شده است.
سؤال ١٢٧٧- در اثر تيراندازى با تفنگ ساچمهاى، مجنىّ عليه از ناحيه دست، يا ساير اعضا كه ديه معيّن دارد، مجروح شده، و ساچمه در گوشت نفوذ كرده، و پزشك نوع جراحات وارده را داميه و مانند آن اعلام نموده است. در اين فرض، آيا هر يك از جراحات يك نافذه محسوب، و يك صد دينار ديه تعلّق مىگيرد؟ يا اين كه بايد براى هر يك از جراحات ديه آن جرح، به نسبت به ديه آن عضو سنجيده شود؟