استفتاءات جديد - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٨ - مصاديق قتل عمد و شبه عمد
وارد كرده، مجروح را در حكم مرده قرار داده، و تنها آخرين رمق حيات در او باقى بماند، و در اين حال ديگرى كارى انجام دهد كه به حيات او پايان بخشد، اوّلى قصاص مىشود و دوّمى تنها ديه جنايت بر مرده را مىپردازد.» در اين مورد صدق مىكند؟
جواب: آنچه را در بالا ذكر كردهايد مشمول آن مادّه نيست؛ مگر اين كه واقعاً نفر اوّل كار او را تمام كرده باشد.
سؤال ١٠٣٠- دو نفر در روستا به خاطر خريد يك گونى سبوس با هم درگير مىشوند. اهالى آنها را از يكديگر جدا مىكنند. بنابر اظهارات شهود و پدر مقتول، آنها در آن موقع هيچ گونه برخوردى با هم نداشتند. لكن پس از اين كه از هم جدا مىشوند، متّهم جلوى درب منزل مقتول، از فاصله حدود ١٠ الى ١٥ مترى سنگى به سمت مقتول پرتاب نموده، كه به گلوى وى اصابت مىكند. پس از گذشت حدود سه ساعت از اين ماجرا، مقتول به كلانترى مراجعه، و از آنجا به درمانگاه انتقال داده شده، و در آنجا فوت مىنمايد. پزشكى قانونى علّت مرگ را اصابت جسم سخت به ناحيه گردن، و عوارض ناشى از آن بيان كرده است. ولى متّهم در تمامى مراحل تحقيقات منكر پرتاب سنگ شده، و حتّى خود او نيز جهت طرح شكايت عليه مقتول به كلانترى مراجعه كرده، و در آنجا دستگير شده است. لطفاً حكم اين مسأله را بيان فرماييد.
جواب: چنانچه طبق شهادت دو شاهد عادل ثابت شود كه متّهم آن سنگ را به گردن مقتول زده، و مرگ مستند به اصابت آن سنگ باشد، و متّهم قصد قتل داشته، يا چنين سنگى در فاصله مذكور غالباً عامل مرگ باشد، قتل عمد محسوب مىشود، و قصاص دارد. در غير اين صورت (و حتّى در صورت شك) بايد ديه بپردازد.
سؤال ١٠٣١- ايراد ضرب و جرح با رضايت مجنى عليه چه حكمى دارد؟ كشتن انسانى با رضايت خود او چگونه است؟
جواب: هيچ كدام از اين امور جايز نيست.