استفتاءات جديد - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٥ - صفات قاضى
جواب: از جواب بالا معلوم شد.
سؤال ٤١٠- شخصى مدّعى است كه توسّط ديگرى مصدوم شده، ولى براى اثبات ادّعاى خود شاهدى ندارد، و مدّعى عليه منكر حضور خود در صحنه مصدوميّت مدّعى مىباشد. آيا در اين فرض مىتوان قاعده فقهى
«البيّنة على المدّعى و اليمين على من انكر»
را جارى و مدّعى عليه را سوگند داد؟ آيا قاضى بدون در خواست شاكى مىتواند متّهم را سوگند دهد؟
جواب: آرى قاضى مستقلًاّ از منكر تقاضاى يمين مىكند.
سؤال ٤١١- شخصى با بافنده فرش ابريشم قرار داد مىبندد كه نخ ابريشم و هزينه بافتن فرش به عهده وى، و فقط بافتن به عهده بافنده باشد، و پس از اتمام فرش و كسر هزينههاى مربوطه، هر دو در سودش شريك باشند. بافنده پس از شروع به كار و بافتن مقدارى از فرش، به صاحب كار اعلام مىنمايد: «شبانه به صحرا رفته بودم و در خانه هم كسى نبود، شخصى آمده و فرش را سرقت نموده است» در مقابل كارفرما به عنوان خيانت در امانت، شكايت نموده و مأمورين نيز پس از بررسى اعلام نمودند:
«در سرقت مورد ادّعا به قفل در خسارت وارد نشده، و دست نخورده است. و به نظر مىرسد كار خود بافنده باشد» اكنون سؤال اين است: آيا با توجّه به مراتب فوق الذّكر، و بر فرض صحّت ادّعاى خود بافنده، نامبرده به عنوان سهل انگارى در امانت قابل مجازات، و ضامن خسارت است، يا موضوع با قسم بافنده حلّ و فصل مىگردد، و وى ضامن پرداخت خسارت نخواهد شد؟
جواب: تا خيانت او ثابت نشود، ضامن نيست؛ ولى بايد قسم ياد كند.
سؤال ٤١٢- در محاكم دادگسترى، به خصوص در بخش كيفرى، در مواردى بستگان متوفّى يا مقتول از دادن سوگند به متّهم امتناع نموده، مىگويند ما سوگند او را قبول نداريم. آيا در اين فرض، كه فصل خصومت و پايان دادن به نزاع متوقّف بر سوگند مدّعى عليه است، قاضى مىتواند به دليل اين كه ولىّ ممتنع است، براى فصل خصومت، خود اقدام به احلاف مدّعى عليه نموده و متعاقباً حكم به برائت صادر نمايد، يا بايد حكم به توقّف دعوى صادر نمايد، تا حقّ احلاف شكات محفوظ بماند؟