فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٤ - آيا تكامل جامعه بايد بر اساس انقلاب باشد
نفوذ كرده، سبب مى شود كه عناصر اصلى فساد از فرصتها وموقعيتها استفاده كرده و خود را در برابر «اصلاح طلبان» مجهز سازند و با تمسك به وسايل خنثى كننده و بازدارنده، خود را از خطر نجات دهند، درست بسان ميكروبهاى نيرومندى كه در برابر استعمال تدريجى«دارو» مصونيت پيدا كرده و به كار خود ادامه مى دهند و جز با يك حمله برق آسا يا تزريق داروهاى قوى ازبين نمى روند، گروه ضد انقلاب نيز به حكم اينكه در همه جا نفوذ كرده و مراكز حساس را در دست دارند، به آسانى مى توانند هر طرح اصلاحى را عقيم كنند، و جز با يك حمله انقلابى از هم متلاشى نمى شوند.
پيامبران بزرگ و اصلاح طلبان جهان به هنگام مواجهه با اين گونه جامعه ها، پيوسته از روشهاى انقلابى استفاده مى كرده اند، و پس از تبليغ و تشريح كافى آرمانهاى رهايى بخش خويش، گام به ميدان جهاد مى نهادند و از «انقلاب»، كه منطق قدرت است، بهره مى گرفتند، و نقطه عطف عظيمى در زندگى بشر پديد مى آورندد.
چرا راه دور برويم؟ ريشه هاى رژيم ستمشاهى در كشور ما آنچنان فاسد و گنديده شده و تحمل اوضاع واحوال به اندازه اى بر مردم دشوار گشته بود، كه سامان امور جز با انقلابى خونين و قهرآميز انجام پذير نبود و اصلاحات سطحى و تدريجى در ذهن رهبران نهضت، جز تزريق يك نوع مسكِّن براى يك مرض مهلك تلقى نمى شد. رؤساى اين نظام منحوس، چنانچه بر سر كار باقى مى ماندند و رهبران قيام صرفاً به گرفتن چند تعهد از آنان و برخى عزل و نصبها اكتفا مى كردند، با ايادى شيطانى و اهريمنى خويش، پس از فرو نشستن آتش قيام، بسرعت زحمات چندين ساله رجال اصلاح طلب را به باد داده و براى آنان ميراثى جز حسرت وتأثر باقى نمى گذاردند، بلكه در اولين