فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٢ - آيا اين اصل جهانشمول است
انجام مى گيرد و هرگز از انقلاب و جهش در آنها خبرى نيست. به پاره اى از اين موارد اشاره مى كنيم:
١. وجود خود انسان و نيز جانداران و گياهان و درختانى را كه دور و برمان هست در نظر بگيريم. درست است كه انسان و برخى از جانداران با نوعى جهش از مادر متولد مى شوند ولى هرگز تكامل آنها به صورت دفعى و انقلابى و به اصطلاح جهش وار نيست، بلكه عموماً بتدريج از نردبان تكامل بالا رفته و قله هايى را فتح مى كنند. چنانچه بخواهيم از انقلاب و جهش سخن بگوييم، فقط بايد از دوران تولد وبلوغ سخن بگوييم و گرنه در غير اين دو دوران، از انقلاب و جهش خبرى نيست.
٢.زمين و ديگر سيارات، بر فرض اينكه با يك جهش از زمين جدا شده باشند، ولى مسلماً تكامل زمين و سپرى شدن دوره هاى آن، به طور تدريجى رخ داده وطى ميليونها سال آهسته آهسته سرد و آماده براى پيدايش حيات موجودات زنده شده است. هم اكنون نيز بسيارى از دگرگونيهاى زمين و پالايشهايى كه در اعماق آن پديد مى آيد و در نتيجه معادنى در قلب زمين شكل مى گيرد، همه وهمه به صورت تدريجى بوده و هيچ نوع جهش و انقلابى در آن وجود ندارد.
٣. درست است كه افزايش گرما آب را به بخار، و كاهش آن، اين پديده سيال را به يخ تبديل مى كند، ولى در برابر آن فلزاتى نيز داريم كه افزايش يا كاهش حرارت در آن انقلابى ايجاد نمى كند، بلكه افزايش حرارت، آن را نرم و كاهش حرارت، به حالت اول سخت مى سازد.
٤. در همان مثال مشهور تخم مرغ ومرغ، كه تكيه گاه ماركسيستها در اصول پيشين است، هيچگاه تكامل به صورت انقلاب و جهش انجام