فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧١ - حافظ وحدت، اتصال اجزاى حركت است
١٨. مقصود از صورتهاى [١] جسمى ونوعى چيست؟
فلاسفه اسلامى در هر جسمى، علاوه بر «صورت جسمى» كه همان امتداد و كشش و اتصال اجزاى جسم به يكديگر است، صورتى به نام «صورت نوعى» قائل شده و مى گويند كه تمام آثار وخواص اجسام (از رنگ وبو و طعم در نباتات، و درك و شعور در جانداران) همه و همه معلول صورت نوعى جسم و از آثار مستقيم آن است، به گونه اى كه اگر صورت نوعى در كار نباشد، همه اين آثار و خواص از بين مى روند.
براى اينكه خوانندگان گرامى با واقعيت صورتهاى جسمى و نوعى اجسام، بخوبى آشنا شوند در اين باره توضيحاتى مى دهيم:
فرض كنيد در برابر ما يك رشته سنگهاى مختلف معدنى از قبيل مرمر، عقيق، فيروزه و ياقوت و غيره وجود دارد. سنگهاى مزبور با ديگر سنگها و نيز ديگر اجسام مانند درخت و جاندار، هم نقطه اشتراكى دارند و هم وجه افتراقى. نقطه اشتراكشان اين است كه همگى يك حالت امتداد و به اصطلاح حالت ابعاد سه گانه داشته و تماماً داراى پهنا و درازا و ژرفا هستند و مى توان آنها را در سه جهت قسمت كرد. به اين وجه اشتراك، صورت جسمى مى گويند وحقيقت صورت جسمى چيزى جز داشتن امتداد و حالت اتصال اجزاى جسم به يكديگر نيست.
در عين حال، هر يك از اجسام مزبور براى خود خصوصيت و ويژگى
[١] مقصود از «صورت» در اينجا همان فعليتهايى كه در اجسام طبيعى به وجود مى آيد و هرگز مقصود از آن «شكل» يا معنى متقارب به آن نيست، وصورت به معنى فعليت، مناسب با «فصل» در مقابل جنس است.