فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢ - ٥ جهان فقط علت مادى دارد
ضرورت پيدا مى كند. اين چهار علت عبارتند از:
١. علت مادى، مانند چوب براى ساختن در وپنجره وصندلى.
٢. علت صورى، مانند اشكالى كه پنجره و در وصندلى به آن صورت ساخته مى شوند.
٣. علت فاعلى، مانند درودگر كه سازنده درهاى مورد نظر است.
٤. علت غايى، يعنى مقصودى كه اين درها براى تأمين آن ساخته مى شود.
البته اين مثال به نوعى مى تواند معرف اين علل چهارگانه باشد و گرنه واقعيت علل چهارگانه در آفريدن انواعى مانند انسان و... بالاتر از آن است كه اين مثال معرف آن است. در اين مثال علت فاعلى در حقيقت پديد آرنده صورت است در حالى كه علت فاعلى در مجموع جهان، پديد آرنده، ماده و صورت است.
ماديها براى جهان، جز يك علت و آن هم علت مادى، قائل نيستند ويكى از بارزترين نقاط اختلاف دو مكتب الهى و مادى در همين امر نهفته است.
جهان از نظر ماديين نه علت فاعلى دارد كه به همه پديده ها تحت شرايط و عوامل طبيعى وجود بخشد، ونه علت غايى دارد كه جهان براى هدفى آفريده شده باشد، بلكه از نظر اين گروه، جهان بسان كتابى است كه از دو طرف آن، اوراق و صفحات بسيارى افتاده و مبدأ و م آل آن مجهول است، زيرا از نظر ماديها، بشر نه از آغاز جهان خبر دارد ونه از پايان آن.
ماديها از ميان علل چهارگانه فوق، فقط روى علت مادى تكيه مى كنند ومى گويند كه خود ماده توانايى خودسازى دارد و به قول ماديها «جهانى كه