فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٠ - آيا هر تقديرى به صورت تصاعدى است
هر حركتى ملازم با تكامل نيست تا در كيفيت تكامل آن كه آيا به صورت تدريجى است و يا به صورت جهش و انقلاب است بحث و گفتگو كنيم.
ثانياً: ما در محيط زندگى خود نمونه هاى فراوانى از حركتهاى دورانى و دايره اى مشاهده مى كنيم، به گونه اى كه هيچ گاه كميتها به كيفيتها تبديل نمى شوند، و پيوسته عدد آنها بالا مى رود امّا نوع آن محفوظ مى ماند.
١. در همان مثال تخم مرغ، پيوسته تخم مرغ است و مرغ آنگاه باز مرغ است و تخم مرغ.
٢. حركت در بسيارى از درختان ثمربخش، دورانى است; از تخم سيب، درخت ميوه به دست مى آيد و مجدداً همان ثمر را مى دهد.
علت اينكه ماركسيسم با اين اشكالات و نقضها روبرو است اين است كه آنان بدون تتبع و استقصاى كامل، حكم جهانشمول بودن اين اصل را صادر مى كنند، آنگاه با نقضها و تخلفهاى گوناگون مواجه شده و براى تخلص از آن دست و پا مى زنند و متوسل به توجيهات مختلف مى شوند. در صورتيكه چه لزومى دارد كه ما تمام حركتها را در تمام جهان بدون يك ملزِم عقلى، و بدون تتبع كافى، تصاعدى فرض كنيم و آنگاه در برابر يك رشته تخلفهاى روشن قرار گيريم؟! بلكه لازم است حركتها را گاه دورانى ودايره اى و گاه تصاعدى و پيشتازى بيانگاريم.
٣. در اثر يك رشته عوامل جوى، آبهاى دريا به صورت بخار متصاعد مى شود. آنگاه روى عللى به صورت قطرات باران به دشت و دمن، وكوه و دره مى ريزد و بالأخره به صورت رودى خروشان درآمده و راهى دريا مى شود. آيا اين حركت جز يك حركت دورانى و دايره اى چيز ديگر است؟![١]
[١] البته اين حركت را نبايد لغو و بى حاصل انديشيد. زيرا بايد ديد در دامن اين حركتهاى ; دورانى و دايره اى چه موجوداتى، از گل وگياه وحيوان وجاندار، از انسان و بشر به تكامل مى رسند؟ در گذشته يادآور شديم كه تمام حركتها تكامل آفرين نيست، بلكه در دامن حركتها، موجودات كامل پرورش پيدا مى كنند.