فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٦ - موضع گيرى قبلى ماركسيسم
كه جامعه را تغيير مى دهد.[١]
موضع گيرى قبلى ماركسيسم
در گذشته يادآور شديم كه فلسفه ماركسيسم، يك فلسفه ابزارى وبه تمام معنى «استخدامى» است. جهان بينى براى آنان، مقدمه اى بر يك نوع جامعه بينى ويا جامعه شناسى است. وهدف آنها از شناخت اصولى كه بر طبيعت حكومت دارد، سرايت دادن آنها به جامعه است.
بررسيها واظهار نظرهاى اين جماعت، با موضعگيريها و پيشداوريهاى خاصى همراه است بدين معنى كه، قبلاً مدعا را درست كرده و سپس به دنبال دليل مى گردند! فى المثل آنان هر نوع اصلاح طلبى را به باد انتقاد گرفته و از انقلاب وجهش طرفدارى مى كنند، و آنگاه براى اثبات «تز» اجتماعى خود به تلاش و تكاپو مى پردازند تا اصلى را در طبيعت پيدا كنند كه توجيه گر نظريه اجتماعى آنان باشد.
ضمناً از آنجا كه جهان بينى براى آنان هدف نبوده و صرفاً ابزارى بيش نيست، براى اثبات نظريات خود در باب جامعه، در مورد هر اصلى به چند مثال اكتفا كرده و به عقيده خود اصلى را پايه گذارى و يا آن را كشف مى كنند!
بديهى است كه اين گونه بحث و بررسى، كه قبلاً نيز با جهت گيرى و پيش فرض خاصى همراه است، نمى تواند واقع نما باشد. چه، بررسى كنندگان، بر پايه حكمى كه قبل از محاكمه صادر كرده اند، مى كوشند كه حقايق را، به نحوى كه توجيه گر عقايدشان باشد، درك كنند، نه آنچنان كه
[١] ماترياليسم ديالكتيك و ماترياليسم تاريخى، ص ٩.