فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٧ - موضع گيرى قبلى ماركسيسم
هست.
اكنون ما براى ارزيابى آخرين اصل ديالكتيك در «طبيعت» و «جامعه»، كاربرد اين اصل را در دو مورد، مورد بحث وبررسى قرار مى دهيم.
ماركسيستها براى اثبات اين اصل فلسفى دست و پاى زيادى زده اند، كه ذيلاً به برخى از آنها اشاره مى كنيم:
١. تغييرات كمّى نمى تواند بى نهايت ادامه داشته باشد، بلكه لحظه اى مى رسد كه به جاى تغييرات جزئى، تغيير كيفى يا يك جهش ناگهانى صورت مى گيرد.
زمين را مثال مى زنيم: در تاريخ بشر مرحله اى به نام شكار وجود دارد كه در آن، حيوانات را شكار مى كردند، پوست آن هارا مى پوشيدند وگوشتشان را مى خوردند. ناگهان دوره بارانهاى سيلابى، تمدن عصر شكار را ويران كرد. باقيمانده مردم به غارها پناهنده شدند ونوع زندگى آنها كاملاً تغيير كرد و زمين و تمدن كلاً دچار يك تغيير ناگهانى شد كه از حوادث طبيعى زمين ناشى شده بود.[١]
٢. انگلس مى گويد: طبيعت سنگ، محك ديالكتيك است و علوم طبيعى معاصر ثابت كرده است كه طبيعت روى دايره اى كه هميشه يكسان است دور نمى زند. در اينجا قبل از هر چيز بايد از داروين نام برد و ثابت كرد كه جهان آلى امروز تماماً اعم از گياهان وجانوران و از آن جمله انسان محصول سير تكاملى يى است كه ميليونها سال پيش آغاز شده و تاكنون ادامه دارد.
٣. آب، با افزايش حرارت يا كاهش آن، به بخار و يخ تبديل مى گردد.
[١] اصول مقدماتى فلسفه، ص ١٨٢ـ ١٨٣.