فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٢ - تكامل تدريجى و ماركسيسم
و به اصطلاح، سيستماتيك است كه تنفسى كه شما در اين نقطه از جهان مى كنيد، با جريان بادى كه در آن نقطه از جهان است، ارتباط مستحكم دارد.
استاد ديگرى كه مسائل الهى را خوب چشيده بود مى گفت: جهان آنچنان منسجم و به هم پيوسته است كه اگر پر كاهى از آن كم گردد نظام آن فرو مى ريزد.
بنابراين، ديالكتيسينها نه كاشف اين اصل بوده اند و نه حتى پيشگام در شرح و تفصيل آن، بلكه پيوستگى پديده ها يا به عبارت ديگر: ارتباط تكاملها، كم و بيش مورد پذيرش تمام مكتبهاى فلسفى قرار دارد. تفاوتى كه ميان الهى ومادى است، صرفاً اين است كه فرد الهى اين پيوستگى را در چهار چوب تأييد علم و تجربه پذيرفته و مى گويد: بدون دليل قطعى نمى توان آن را يك قانون كلى براى تمام اجزاى طبيعت دانست وادعا كرد كه تمام پديده هاى طبيعى(حتى پديده هايى كه ميان آنها و پديده هاى روى زمين ميليونها سال نورى فاصله وجود دارد) به هم مرتبط بوده و بر روى يكديگر تأثير متقابل دارند. چنين ادعايى بدون دليل، برازنده يك حكيم دل آگاه و روشن ضمير نيست. آخر چگونه و با كدام ابزار مى توان ثابت كرد ستاره اى كه در دورترين كهكشانهاى جهان در فضا شناور است، در گل وگياهى كه در باغچه خانه ما روييده است تأثير متقابل دارد؟! البته ما منكر امكان و احتمال ارتباط و پيوستگى با تأثير متقابل اين دو نيستيم، ولى مى گوييم بدون وجود يك دليل قاطع نمى توان آن را يك حكم قطعى در تمام پهنه هستى دانست.
٦. ماركسيسم و تكامل تدريجى
تدوين كنندگان جهان بينى ماركس معتقدند كه در ديالكتيك ماركس از