فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤١ - اتصال حركت و نظريه دانشمندان درباره حقيقت جسم
جسمى از اتمهاى بيشمار ونشكن تشكيل يافته است، با پيدايش نظريه اتميسم، نظريه ذيمقراطيس بار ديگر زنده شده، ولى چيزى نگذشت كه دانشمندان موفق به شكستن اتم شدند وروشن شد كه اتم نيز داراى اجزائى است، بدينگونه كه، هر اتمى از دو جزء به نام الكترون و پروتون تركيب يافته و الكترونها بر گرد پروتون ميچرخند.
اين بود نظريات دانشمندان جهان پيرامون اجسام. اكنون نيز دانشمندان فيزيكدان معتقدند كه جسم از اتصال ووحدت حقيقى برخوردار نيست. و اگر اجسام را در ظاهر واحدى متصل و به هم پيوسته احساس مى كنيم، در واقع امر از چنين اتصالى خبرى نيست.
در اين صورت اين پرسش مطرح مى گردد كه اگر در اجسام وحدت و اتصالى وجود ندارد، چگونه حركت مى تواند يك واحد متصلى باشد كه ميان گذشته و آينده جدايى نباشد.
پاسخ:
اتصال و پيوستگى اجزاى جسم، يا انفصال و از هم گسستگى آنها، ضررى به وحدت حركت واتصال اجزاى آن نمى زند. زيرا اعتقاد به انفصال وناپيوستگى اجزا، بيش از اين ثابت نمى كند كه صورت جسميه اى به صورت يك امر متصل وجود ندارد و آنچه را كه ما متصل مى انگاريم متصل و پيوسته نيست، و چنين مطلبى به وحدت حركت ضررى نمى زند. براى توضيح،به حركت در مكان توجه كنيد. شىء مى تواند دو نوع مكان داشته باشد: يك نوع مكان ثابت وغير متدرّج، و نوع ديگر مكان متدرّج، به گونه اى كه جسم پيوسته مكانى را اشغال وسپس رها كند.