فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٣ - آيا بودن با شدن مغاير است
كمى اين حقيقت را روشنتر بيان كنيم:
هر چيزى، از هر مقوله كه باشد(جوهر يا عرض، كيف يا كم) هرگاه تدريجاً تحقق پذيرفته و وجود آن جنبه سيلانى داشته باشد، به اين جنبه سيلانى حركت مى گويند. مثلاً از آن نظر كه جسم حجمى از فضا را اشغال و پر مى كند و ميان آن جسم و آن فضا، هيئت و نسبتى به وجود مى آيد، به اين هيئت و نسبت در اصطلاح فلاسفه «أين»، و در اصطلاح توده مردم«مكان» مى گويند. هر گاه اين هيئت جنبه سيلانى پيدا كند، در اين صورت به اين حالت سيلانى حركت مى گويند.
از اين نظر دانشمندان مى گويند: حركت، چيزى جز خصوصيت وجود شىء نيست.
براى توضيح بيشتر مطلب لازم است قدرى درباره حركت در مكان بحث كنيم.
هرگاه جسمى فضايى را اشغال كرد، در اينجا سه چيز مى تواند توجه ما را جلب كند:
١. جسم، يا موجودى كه حركت قائم به آن است،
٢. مكان، يا فضايى كه جسم آنجا را اشغال مى كند،
٣. از اشغال جسم، هيئتى ونسبتى ميان جسم و مكان به وجود مى آيد كه به آن در اصطلاح فلسفى «أين» مى گويند.
گاه جسمى اين هيئت و نسبت را به طور ثابت داراست، و در هيئت و نسبت مزبور تبدلى رخ نمى دهد، و گاه اين هيئت حالت تبدل و سيلان به خود مى گيرد، به طورى كه جسم هر لحظه در مكانى است كه در لحظه پيشين و پسين در آن نيست. فلسفه، اين حالت سيلان و لغزندگى را حركت مى نامد.