فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٧ - نقد نظريه ديالك تيسينها
نخوانده اند.
ثالثاً، فعاليت وعكسبردارى ذهن از خارج، به صورت قرار گرفتن مفهومى كنار مفهوم ديگر است، نه تكامل مفهوم نخست.
مثلاً شكى نيست كه سلول «جنين» به ترتيب روبه تكامل گذارده وبا طى مراحل «نطفه»و «علقه» و «مضغه» و... رشد ونمو مى كند وبه صورت نوزاد درمى آيد. در حاليكه مسئله ادراك دراين مرحله، قرار گرفتن مفهومى از مفاهيم سه گانه در كنار مفهوم ديگر است نه تبديل مفهومى به مفهومى ديگر.
روزى از سلول«جنين» مفهومى به نام «نطفه» وارد ذهن ما مى گردد، آنگاه كه سلول جنين متكامل گرديد وبه صورت خون بسته درآمد مفهوم ديگرى به نام «علقه» وارد ذهن ما مى شود و در كنار مفهوم نخست قرار مى گيرد، بدون آنكه دست به تركيب مفهوم نخست بزند ويا مفهوم نخست چاق و فربه گردد، و چنين است حال در مراحل ديگر....
مفاهيم بيشمارى كه در لحظات مختلف وارد فضاى ذهن ما مى گردند لزوماً به گونه اى نيستند كه مفهوم دومى، مفهوم نخست را دگرگون كرده و آن را به رشدو نمو وادار سازد. بلكه فضاى ذهن يا قواى مدرك، بسان دستگاه فيلمبردارى است كه در هر لحظه از يك منظره يا حادثه و پديده خاص فيلم برمى دارد، بدون اينكه فيلم دومى تأثيرى در فيلم نخست داشته باشد.
از اين بيان روشن مى گردد كه هر فكرو انديشه اى، هر چند غلط وبى پايه باشد، در جاى خود محفوظ مى ماند. حتى وقتى كه غلط و بى پايه بودن آن روشن گردد و فكر تازه اى در فضاى ذهن ما وارد شود، اين فكر واپس زده مى شود، و يا لااقل دركنار انديشه نخست قرار مى گيرد، نه اينكه فكر دوم و انديشه بعدى، انديشه نخست را معدوم مى كند يا آن را متكامل مى سازد.