در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٧٨ - ١ نظر اسلام در مورد دانش و دانشمند
الْقَوْلَ فَِیتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ)[١] و ِیا به مفاد حدِیث معروف نبوِی صلِّی الله علِیه و آله: «اطْلُبُوا الْعِلْمَ و لو بالسِین...»،[٢] مطلق علم را معِیار تحصِیل علم و دانش خود مِیدانستند و به حکم اطلاق، شرافت علم و دانش را در انحصار فقه و حدِیث و تفسِیر نمِیپنداشتند. به همِین جهت به تحصِیل طب و داروسازِی و داروشناسِی و نجوم و رِیاضِیات و هِیئت مِیپرداختند و از اِین روِی مِیبِینِیم که ابن رشد اَندُلُسِی فِیلسوف و فقِیه معروف، کتابِی در فنّ زراعت و کشاورزِی و جلال الدِین سُِیوطِی مفسّر قرآن و نحوِی بزرگ اسلامِی، کتابِی در فنّ پزشکِی و نجوم تألِیف کردهاند.
فارغ از تمام وابستگِیهاِی فرقهاِی و مَسلکِی، بلکه در جوِّی پُر از تفاهم و دوستِی، همه دانشمندان اسلامِی و مسِیحِی و ِیهودِی و زرتشتِی و صابئِی و مانوَِی مورد احترام همگان بودهاند و همه آنها به حوزههاِی علمِیه اسلامِی تعلق خاطر جدِّی داشتند و از علماِی برجسته اسلام محسوب مِیشدند؛ مثلاً شهرستانِی در کتاب مِلَل و نِحَل، حُنَِین ابن اسحاق مسِیحِی و مصطفِی عبد الرزاق دانشمند مصرِی و ابن مِیمون ِیهودِی را از آن نظر که از آثار و افکار دانشمندان اسلامِی متأثر شدهاند و در کتابهاِی خود به آنها استناد
[١] سوره زمر، آِیات١٧ و١٨. «پس بندگان مرا بشارت ده! همان كسانى كه سخنان را مِیشنوند و از نِیكوترِین آنها پِیروِی مِیكنند».
[٢] روضة الواعظِین و بصِیرة المتعظِین(ط ـ القدِیمة)، ج١، ص١١.