در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٧٩ - ١ نظر اسلام در مورد دانش و دانشمند
کردهاند، از اِین نظر از دانشمندان اسلام محسوب نموده و حتِی آنان که متّهم به کجاندِیشِی و کفر و زندقه بودهاند، از جوامع اسلامِی طرد نمِیشدند و بعضاً مورد احترام قرار مِیگرفتند؛ مثلاً سِید مرتضِی و سِید رضِی که دو برادر و چهره درخشان عالَم تشِیع بودند، با ابوالعلاِی معرِّی که متهم به کفر و زندقه بود، در ِیک مجلس مِینشستند و اگر ابوالعلاِی معرِّی براِی نشان دادن تواضع و احترام پاِیِین مجلس مِینشست، آن دو برادر او را براِی اداِی تعظِیم و احترام به مقام علمِی به صدر مجلس مِیآوردند و ابوالعلاِی معرِّی نِیز در شأن سِید مرتضِی علم الهدِی - پس از دِیدار صمِیمِی و عالمانه با وِی - از او پرسِیدند سِید را چگونه دِیدِی و از شخصِیت وِی چه تفسِیرِی دارِی؟ در جواب براِی نشان دادن عظمت سِید گفت:
لَــو جِـئتَهُ لَـرَأَِیـتَ النَّــاسَ فِی رَجُـلٍ
وَ الدَّهرَ فِِی سَاعَةٍ وَ الأرضَ فِِی دَارٍ[١]
اگر به خدمت او مِی رسِیدِی کمالات همه انسانها را در وجود
[١] معنِی شعر: «اگر تو مِیآمدِی همه کمالات انسان را در مردِی (سِید مرتضِی) مِیدِیدِی، همِینطور روزگار را در ِیک ساعت و کل ارزشهاِی زمِین را در ِیک خانهاِی مشاهده مِیکردِی». دکتر مهدِی محقق در کتاب فِیلسوف رِی، صفحه چهار در پاورقِی به مناسبت مِینوِیسد: در اِین شهر (رِی) مدارس و مجالس علم فراوانِی بوده است و نوکران آن فقِیه و رؤساِی آن عالِم و سخنورانش ادِیب بودهاند. ِیکِی از رؤساِی شهر رِی بنام «جَرِیش بن احمد» وقتِی وارد بغداد شد که فقط کتابهاِی پزشکِی او را بر صد شتر حمل مِیکردند.