مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٦٥ - رسال١٧٢٨ مختصری از مرحوم بیدآبادی در سیر و سلوک
عرفان عبادت بدنی و نور ملکات نفسانیّه تقویت نموده، (نُورٌ عَلَى نُورٍ)[١] شود؛ الطّاعَةُ تَجری علَی الطّاعَةِ. و احوال سابقه در اندک زمانی به مرتبۀ مقام رسد، و ملکات حسنه و اخلاق جمیله حاصل شود، و عقائد حقّه را رسوخ کامل به هم رسد و ینابیع حکمت از چشمۀ دل به زبان جاری گردد، و به کلّی روی از غیر برباید.
در این هنگام هرگاه مانعی نباشد جذبۀ عنایت او را استقبال کند و خودی او را گرفته، در عوض ما لا عَینٌ رَأت و لا اُذُنٌ سَمِعَت و لا خَطرَ علَی قَلبِ بَشَرٍ[٢]کرامت فرماید؛ و حقیقت (إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ)[٣] را بعینه مشاهده نموده، سالک مجذوب شود.
إلَهی تَرَدُّدی فی الآثارِ یوجِبُ بُعدَ المَزارِ؛ فاجْذِبنی بجَذبَةٍ توصِلُنی إلی قُربِکَ، و اسْلُکنِی مَسالِکَ أهلِ الجَذبِ، و خُذ لنَفسِکَ مِن نَفسی ما یُخلِصُها.
جَذبَةٌ مِن جَذَباتِ الرّبِّ یُوازِی عَملَ الثَّقَلَینِ.[٤] ز سودای بزرگان هیچ کس
[١]ـ سوره النّور (٢٤) قسمتی از آیه ٣٥.
[٢]ـ عدة الداعی، ص ١٧٢.
[٣]ـ سوره القصص (٢٨) صدر آیه ٥٦.
[٤]ـ الله شناسی، ج ١، ص٢١٨ به نقل از کتاب فیه ما فیه تصحیح فروزانفر:
«یک جذبه از جذبههای حقّ، مساوی و موازی با عمل جنّ و انس میباشد.» این عبارت را شیخ نجمالدّین رازی در مرصاد العباد در چهار موضع ذکر کرده است؛ در سه موضع (ص ٢١٢ و ص ٢٢٥ و ص ٥١١) بدون استناد به کسی برای مطلب خود شاهد آورده است، و در یک موضع (ص ٣٦٩) آن را استناد به پیغمبر داده است و گفته است: و قالَ النَّبیُّ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ و آالِهِ وَ سَلَّمَ: جَذبَةٌ مِنْ جَذَباتِ الحَقِّ تُوازی عَمَلَ الثَّقَلَیْنِ.
و ایضاً همین شیخ مؤلّف در رساله عشق و عقل ص ٦٤ آن را بدون استناد به کسی ذکر نموده است، و تعلیقه زننده بر این کتاب، در ص ١٠٩ گوید:
«این کلام از سخنان أبوالقاسم إبراهیم بن محمّد نصرآبادی است که از اکابر متصوّفه قرن چهارم (متوفّی ٣٧٢) میباشد.
جامی در شرح حال ابراهیم أدهم با مختصر اختلافی این عبارت را آورده است: جذبةٌ `
` من جَذباتِ الحقِّ تُربی عملَ الثّقلینِ.
أبوسعید أبوالخیر نیز با تعبیر «کما قال الشّیخ» این عبارت را ذکر کرده است. (أسرار التّوحید چاپ طهران، ص ٢٤٧).
مولانا جلال الدّین نیز درمثنوی فرموده است:
|
این چنین سیری است مستثنی ز جنس |
کآن فزود از اجتهاد جنّ و انس |
|
|
این چنین جذبی است نی هر جذب عام |
که نهادش فضل أحمد و السّلام |