مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٤٤ - مخالفت آخوند ملا قربانعلی زنجانی با طرفداران مشروطه
دیگری در جیب خود دو عدد نارنجک گذارده بودند که در صورت عدم متقاعد شدن آخوند همانجا او را تِرور کنند و با نارنجک شهیدش سازند.
این جمع به زنجان آمده و به خدمت مرحوم آخوند رسیدند و همه پهلوی یکدیگر در بیرونی نشستند، و آن عالمِ همراه آنان شروع کرد به سخن گفتن و شرح مُشبعی در تعریف و محاسن مشروطه و لوای عدل بیان کرد، به طوری که بر همگان هویدا شد که آخوند قبول فرموده و متقاعد شده است.
مرحوم آخوند در تمام طول صحبت ساکت بود و هیچ سخن نمیگفت و با توجّه تمام گوش به سخنان او فرا داشته بود. چون آن عالم موافق و همراه، سخن به پایان رسانید، آخوند رو کرد به او و گفت:
این مشروطهای را که بیان میکنید و مجلسی را که برای گرد آوردنِ افراد ذی صلاحیّت تشکیل میدهید، آیا از روی قانون رفتار میکنند یا نه؟
او گفت: بله، از روی قانون عمل میکنند و این مجلس، مجلس قانون گذاری است.
آخوند گفت: آیا این قانون، قانون آسمانی است یا قانون زمینی؟
آنها خوب متوجّه شدند که آخوند چه میخواهد بگوید و بپرسد؛ (میخواهد بگوید اگر قانون آسمانی است اینکه دروغ است، چون قانون آسمانی قرآن مجید است و اگر قانون زمینی است پس آن بدون ارزش و در مقابل کتاب الله فاقد اعتبار است) آنها به یکدیگر نگاه کردند و گفتند: برخیزید که دیگر صحبت و مذاکره فائدهای ندارد.
در هنگام برخاستن، آخوند رو کرد به آن کسی که در جیب خود نارنجک داشت، و گفت: حالا که میخواهید بروید پس آن نارنجها را که برای ما هدیه آوردهاید مرحمت کنید!
او هرچه خواست از امتثال سرباز زند، نشد، تا بالأخره دست در جیب