مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤١ - اخبار غیبی ایشان از احوال حاج سیّد ابوالقاسم لواسانی
چهل روز تمام شد و اشکال حل نشده! مرحوم آخوند میفرماید: حال که چنین است یک هفته دیگر هم ملازم باش! ایشان بنا میگذارد یک هفته دیگر نیز ملازم گردد.
اتّفاقاً در این هفته روزی مرحوم آخوند به مسجد سهله مشرّف شده بودند و مرحوم آقا سیّد محمّد سعید در خدمت ایشان مشرّف بودند؛ آقا سیّد محمّد سعید میگوید:
در مسجد سهله اتّفاقاً یک کتاب خبر (ظاهراً جامع الأخبار را) برداشتم مطالعه کنم، اول خبری را که چشمم افتاد و مطالعه کردم چنان حالت خوف و خشیت بر من مستولی شد که حد و وصف ندارد! چون خبر دیگری مطالعه کردم چنان حالت رجاء و امیدی حاصل شد که حد و وصف ندارد! و در آن حال دیدم اشکال من به اندازهای پوچ و بیوقع است که قابل ذکر نیست و اصلاً نام اشکال و شبهه به آن نمیتوان نهاد.[١]
[اخبار غیبی ایشان از احوال حاج سیّد ابوالقاسم لواسانی]
و دیگر اینکه پدرم[٢] مرحوم حاج سیّد ابوالقاسم از کرامات مرحوم آخوند ملاحسینقلی همدانی نقل کرد که:
من در زمان مرحوم پدرم در نجف اشرف، متعهای گرفته بودم و از او نیز اولاد داشتم. روزی شنیدم که آخوند دیشب به مسجد سهله رفته و در آنجا بیتوته نمودهاند؛ همان وقت که شنیدم و زمان صبح بود، بدون آنکه به مرحوم پدرم آقا سیّد محمّد اطّلاع دهم از نجف به مسجد سهله رفتم و همینکه وارد مسجد شدم
[١]ـ همان مصدر، ص ١٧٩.
[٢]ـ ناقل حضرت آیة الله آقا سیّد علی لواسانی از والد مکرّمشان مرحوم آیة الله آقای حاج سیّد ابوالقاسم لواسانی میباشند. (محقّق)