مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٦٦ - در عراق و بصره و ایران و هند و سوریّه حزب فراماسونی به شدّت فعّالیّت مینمود
این شعارها، طبقات گوناگونی را به خود جذب کرد. مخترعان، صاحبان حرف، بانکداران، کارخانهداران و صاحبان کمپانیهای بزرگ، جزو کسانی بودند که از اینان طرفداری میکردند. این حرکت به ظاهر موجّه، پایههای استعمار و استکبار جهانی را محکم ساخت و با شعارهای فریبنده وسیلهای برای نفوذ و استیلای غرب بر جهان سوّم و کشورهای رشد نیافته گشت.
استعمار غرب میکوشید که برای حفظ و گسترش سوداگری و فزونخواهی بورژوازی، سیاستگران و چهرههای سرشناس کشورهای واپسماندۀ جهان از جمله کشورهای اسلامی مانند: هند اسلامی، مصر، عثمانی و ایران را در جرگه فراماسونها درآورد و آنان را با شعار زیبندۀ «آزادی، برابری و برادری» بفریبد.
در عراق و بصره و ایران و هند و سوریّه حزب فراماسونی به شدّت فعّالیّت مینمود
استعمار در این راه کامیاب نیز بود؛ زیرا تاریخ گواهی میدهد که در آغاز اوج استعمار بورژوازی غرب، نخستین سفیران ایران در اروپا (مانند: عسگرخان ارومی، میرزا ابوالحسن ایلچی و میرزا صالح شیرازی) یکی پس از دیگری و به آسانی در جرگۀ فراماسونیگری انگلیس درآمدند و انگلیس را «ولایت آزادی» نامیدند؛ بیآنکه با صداقت بگویند که بین آزادی مورد درخواست فراماسونیگری با آنچه ایرانیان آن روزگار درمییافتند و یا بدان نیاز داشتند چه تفاوتی وجود داشته است.
لژهای فراماسونیگری در جهان اسلام یکی پس از دیگری پاگرفت. در میان ترکان عثمانی انجمنهای گوناگونی در نقاط مختلف پدید آمد و اشخاص متعدّدی را به خود جذب کرد.
در مصر نخست از سوی سازمان مرکزی فرانسه انجمنی تشکیل شد و رو به گسترش نهاد. قطبهای استعماری به یک نوع رقابت در تشکیل لژهای فراماسونیگری