مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٩٨ - داستان اهانت بعضی از عامّه به میرزا و دخالت روس و انگلیس و والی عثمانی و عفو مرحوم میرزا
آنان میگذارد. پس از جلسه مرحوم آقا میرزا علیآقا (فرزند ایشان) به میرزا عرض میکند:
آیا مبنای شما در باب قبول شهادت، تغییر کرده است؟ زیرا شما معتقد بودید شاهد باید شیعه باشد. میرزا میفرماید: نه، خودم ماه را دیده بودم امّا خواستم با این عمل دل آنان را به دست بیاورم و تحبیب کرده باشم.
شاهد دیگر اینکه: وقتی که مرحوم میرزا شروع به ساختن مدرسه در سامراء میکند، علمای اهل سنّت هم تصمیم میگیرند مدرسهای بسازند. این خبر به گوش مرحوم میرزا میرسد و آنان را در ساختن مدرسه مساعدت مالی میکند.
داستان اهانت بعضی از عامّه به میرزا و دخالت روس و انگلیس و والی عثمانی و عفو مرحوم میرزا
شاهد سوم: از مرحوم میر سیّد حسین فشارکی (برادر زادۀ سیّد محمّد فشارکی) در ایّام جوانی در مشهد شنیدم که فرمود:
در سامراء بین طلبهای و بقالی که از اهل سنّت بود، نزاعی درگرفت. این نزاع کمکم گسترش پیدا کرد، به طوری که عدّهای از اهل سنّت تحریک شدند و خانه میرزا را سنگسار کردند. عشایر اطراف که شیعه بودند از قضیّه با خبر شدند؛ خدمت میرزا میآیند و از محضر میرزا اجازه میخواهند تا اهل سنّت را که نسبت به شیعیان و ایشان بیادبی کردهاند سرکوب کنند. مرحوم میرزا درخواست را نمیپذیرد.
مسأله رنگ سیاسی میگیرد؛ روس و انگلیس میخواهند از جوّ به وجود آمده استفاده کنند. سفیر روس و انگلیس از بغداد به سامراء میآیند و از مرحوم میرزا درخواست ملاقات میکنند؛ مرحوم میرزا آنان را نمیپذیرد.
والی عثمانی و نمایندۀ سلطان عبدالحمید در بغداد، وقتی از این قضیّه مطّلع میشود خوشحال شده و به سامراء میآید. اجازه ملاقات میگیرد؛ مرحوم میرزا به