مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٤٤ - قتل عام شیعیان توسّط عبدالرّحمن محمّد زائی که مأمور انگلیس بود و جلوگیری مرحوم میرزا
هماهنگ مسلمانان در برابر انگلیس گردد.
وی پس از دریافت آن لقب و آن نشان، اقوام و خویشان خود را بیغیرت و نامرد و... میخواند و دست به کشتار گستردهای از مردم آن سامان میزند، اقدامات بسیار گستردهای را در جهت تفرقه بین شیعه و سنّی انجام میدهد. در همین راستا مینویسد:
«باید مردم افغانستان، دمار از روزگار شیعۀ ساکن هزاره بکشند و ایشان را از مملکت افغانستان نیست و نابود کنند و اراضی و املاک آنان را تصاحب کنند...»
او کشتار شیعیان را بر هر فرد افغانی واجب میداند و حکم تکفیر آنان را صادر میکند حتّی عالمانی که حاضر نیستند حکم به تکفیر شیعه بدهند به قتل میرساند. او با صد و بیست هزار پیاده نظام و سواره نظام (از مرکز، چهل فوج، و ده هزار سواره نظام و صد عدد توپ) از شرق و غرب و شمال و جنوب به شیعیان هزاره حمله میکند، اموال آنان را ضبط کرده و به قتل و غارت آنان میپردازد. عالمانی را که حکم به تکفیر شیعیان هزارهای ندادهاند، در منطقۀ یقمان و پل محمود دار میزند.
این قضیّه همچنان إدامه دارد که خبر این جنایت هولناک به وسیلۀ یکی از علمای افغانستان (ملاّکاظم درفشانی) به میرزای بزرگ میرسد، وی پس از اطّلاع، بلافاصله اقدام میکند. دو تلگراف: یکی به انگلستان به ملکۀ ویکتوریا و یکی به ناصرالدّین شاه ارسال میدارد و آنان را بر این اعمال وحشیانه مؤاخذه میکند.
در تلگراف به ناصرالدّین شاه او را موظّف میکند که: از ملکۀ انگلستان مؤاخذه کند که به چه دلیل عبدالرّحمن جیرهخوار انگلیس به قتل عام شیعیان هزارهای پرداخته است.
ناصر الدّین شاه که از تلگراف میرزا سخت به وحشت افتاده، وزیر خارجۀ انگلستان را احضار میکند و او را در جریان قرارمیدهد. او نیز به حکمران هند، که