مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٩٤ - کیفیّت تألیف
صفحه ٣٣٦ از همین باب از سطر ٧ تا ١٣، به طور پراکنده ذکر شده است. و در حقیقت مطالب شیخ ملتقطاتی از کلام محیی الدّین در همه این باب است.
دیگر آنکه در همهجا حتّی در یواقیت شعرانی و در طبع ٦ جلدی فتوحات نام حضرت مهدی را که ذکر کرده است، او را از اولاد حسین بن علی بن أبیطالب شمرده است و گفته است: «جدُّه الحسین.» و اما در طبع چهار جلدی از فتوحات آن را حسن بن علی أبیطالب طبع نموده است و واضح است که این اشتباه مطبعهای بوده است.
و در صفحه ٤٩، راجع به معنای شطحیّات که ذکر کرده است، تمثیلی آورده است، و گوید:
چنانچه شمّهای از تمثیل این داستان را جلال الدّین محمّد رومی در کتاب مثنوی[١] در شرح حالت طیفور بن عیسی بن آدم، معروف به أبییزید بَسطامی که از فرائد عصر خود بود، به رشته نظم درآورده و در تبدّل حالات او گوید:
|
با مریدان آن فقیر محتشم |
بایزید آمد که یزدان نک منم |
|
|
چون گذشت آن حال، گفتندش صباح |
تو چنین گفتی و این نبود صلاح |
و او نیز از اینگونه کردار ندامت و استغفار نموده گفت:
|
حقّ منزّه از تن و من با تنم |
چون چنین گویم بباید کشتنم |
تا آنکه مجدّداً تبدّل حالات ثانویّه از برایش دست داده ثانیاً گفت:
|
مست گشت او باز از آن سغراق رفت |
آن وصیتهاش از خاطر برفت |
|
|
عشق آمد عقل او آواره شد |
صبح آمد شمع او بیچاره شد |
|
|
چون همای بیخودی پرواز کرد |
آن سخن را بایزید آغاز کرد |
|
|
عقل را سیل تحیّر در ربود |
زان قویتر گفت کاوّل گفته بود |
و در صفحه ٥٧ گوید:
[١]ـ مثنوی معنوی، دفتر چهارم.