مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٥٢ - بعضی از صفات و اخلاق لازم١٧٢٨ رهبری و ریاست بر اُمّت
صفات باشد:
«لاتَصْلَح الإمامةُ إلاّ لرجلٍ فیه ثلاثُ خِصالٍ: وَرَعٌ یَحْجُزه عن معاصی الله، و حِلْمٌ یَملِک به غَضَبه، و حُسْنُ الولایة علی من یَلِی حتّی یکون لهم کالوالد الرّحیم.»[١]
دربارۀ پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم نوشتهاند:
«قد وَسِعَ النّاسَ منه بَسْطُهُ و خُلْقُهُ فکان لهم أبًا و صاروا عنده فی الحقّ سَوَاءً...»[٢]
صفحۀ ٣٠٩:
علی علیهالسّلام میفرماید:
«تَواضَعُوا لمن تَتَعلَّموا منه العلمَ و لمن تُعَلِّموُنَه، و لاتکونوا من جبابرة العلماءِ.»[٣]
صفحۀ ٣١٠:
روزی آخوند [صاحب کفایة] در مجلس درس استاد خود در سامرّاء شرکت کرد تا از سخنان او کسب فیض کند. استاد بالای منبر نشسته بود و برای اثبات نظر خود که مربوط به یکی از فروع درس بود، داشت اقامۀ دلیل میکرد.
آخوند بر نظر استاد ایرادی کرد و از خود نظر دیگری بیان داشت. استاد در مقام جوابگویی برآمد و دلایل شاگرد خود را ردّ کرد و باز برای اثبات نظر خود دلیلهای دیگری آورد، و این معنی دو سه بار تکرار شد...چون کار مباحثه و مناظره بالا گرفت، آقا محمّد کاظم به عنوان احترام نظر استاد را پذیرفت و سکوت اختیار کرد.
[١]ـ کافی، ج ١، ص ٤٠٧.
[٢]ـ مکارم الأخلاق، ص ١٤.
[٣]ـ غرر الحکم، ص٢٤٩؛ مجموعه ورّام، ج ١، ص ٨٢.