مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٥٠ - اعتماد السلطنه (وزیر انطباعات) ازصدر اسلام تاکنون اینطور ایستادگی ازعلمای شیعه نشده است
ناحسابی و شروشلتاق دستگاه دولت و سیاق حکمرانی، مردم را ـ نه از روی اعتقاد و اعتماد ـ به آقایان ملتجی کرده است. امّا روزی که دولت دستگاه دادخواهی معتدل موجود کند و مردم ببینند حقوقشان به میزان عدل محفوظ است، دیگر برای علماء جز مسائل حلال و حرام و فتوای صلوات و صیام نخواهد ماند.»
صفحۀ ٢٨٧:
و با توهین و فحّاشی به عالمان دینی، فرمان سرکوبی و دستگیری آنان را صادر میکند. آدمیّت به دنبال نقل دستخطّ شاه مینویسد:
«کار انتقاد بر دولت، رفته رفته به مجلس وعظ و روضهخوانی رسید. این خشم شاه را برانگیخت. در دستور شاه یکجا آمده که: این حاجی ملاّ فیض الله واعظ دربندی، مردکۀ سفیه بیمعنی است. تمام اوقات ماه رمضان و محرّم و غیره را به نامربوط گفتن و حرفهای دولتی زدن قرار داده است. فوراً او را از طهران اخراج کنید.»
پس از آن، آدمیّت میافزاید:
«بدتر از آن گویا ملاّمحمّد باقر واعظ بود. شاه گفت: ای مردکۀ... تو واعظ هستی، روی منبر روضه بخوان، چه کار داری از تکیه دولت بزنی؟! یک دفعه دیگر شنیده شود غیر از وعظ و روضه حرفی در مجلس زدی، پدرت را آتش زده از ایران خارجت خواهند کرد.»
صفحۀ ٢٨٨:
جلال آل أحمد دربارۀ نهضت تنباکو مینویسد:
«این پیروزی مقدّماتی به ضرر نهایی روحانیّت تمام شد؛ چرا که هم کمپانی و هم حکومتهای دستنشانده و هم روشنفکر خدمتکار حکومت، دریافتند که حریف اصلی کیست، تا به آن طریق که میدانیم در مشروطه و پس از آن دستش را کوتاه کنند.»