مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٢١ - رؤیای عجیب کاشف الغطاء در أثر نسبت حکم بدون دلیل به علما دادن
را گرفتیم و علّت این امر را از وی پرسش کردیم، فرمود:
از من خطائی سر زده است؛ زیرا اوّل شب مسألهای فقهی در نظرم بود که علمای بزرگ حکم آن را بیان کردهاند و میخواستم دلیل حکم را از احادیث اهل بیت علیهمالسّلام ملاحظه کنم. چند ساعت کتب اخبار را مطالعه کردم و مستندش را نیافتم و خسته شدم و از روی کمال خستگی گفتم: خداوند علماء را جزای خیر دهد، حکمی کردهاند بدون دلیل!
سپس خوابیدم، در عالم خواب دیدم برای زیارت حضرت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام روانۀ حرم مطهّر هستم؛ چون به کفشکَن رسیدم، نظاره کردم که پیشصفّه فرش است و منبری بلندپایه در صدر مجلس وجود دارد و شخص موقّری با صورتی زیبا و نورانی بالای منبر قرار گرفته و مشغول به درس دادن است و تمام پیشصفّه پر بود از علمای اعلام که استماع درس مینمودند.
از کسی پرسیدم این افراد کیستند و آنکه بر فراز منبر است کیست؟ گفت: او محقّق اوّل، صاحب شرایع است و اینها که زیر منبرند علمای شیعه هستند. من خرسند شدم و با خود گفتم: چون من هم از این گروهم، البته مرا احترام خواهند کرد.
وقتی که از کفشکن بالا رفتم، سلام کردم ولی جوابی از روی اکراه و ترشرویی به من دادند و جائی برای نشستن به من نشان ندادند. از این پیشآمد در خشم شدم و رو به محقّق نمودم و عرض کردم: مگر من از فقهای شیعه نیستم که با من اینگونه رفتار میکنید؟!
دیدم محقّق با کمال خشونت فرمود: ای جعفر! علمای امامیّه زحمتها کشیدهاند و خرجها کردهاند تا اخبار ائمّۀ اطهار را از اطراف شهرها از راویان جمعآوری نمودهاند و هر حدیثی را در محلّ خود نگارش دادهاند، با نامهای راویان و احوال آنان و تصحیح و توثیق و تضعیف آنها، تا اینکه امثال شما بدون