مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٤٩ - شرح حال مرحوم آیة الله شیخ محمّد رضا ابوالمجد اصفهانی
«عالم جلیل فقیه اصولی ادیب شاعر دارای علوم هیأت و ریاضی و صاحب مقامات عالیۀ تقوا و صفا و وقار و رفاقت و انصاف بدون هیچ مبالغهای، علاوه بر اینها واجد حلاوتی بود که لایدرک و لایوصف.
یگانه رفیق مخصوص والد ماجد (قدّهما) بود و پس از ایشان چند سال در حیات بود و چند مرتبه به قم مشرّف شد و در منزل حقیر مرکز دید و بازدید خود را قرار داد؛ چون یکی از عادات آن مرحوم این بود که با کمال رفاقت با مرحوم والد، بر ایشان هم وارد نمیشد. لذا در سال مهاجرت علماء اصفهان قبلاً به ایشان خبر داد خانه مقابل خانه خودمان را برای ایشان اجاره نمودیم، و خیلی از شبها مرحوم والد و بعضی از متعلّقین ایشان با معظّم له صرف شام میکردند؛ یعنی ایشان غذای خود را حاضر مینمودند و با کمال صفا آنچه غذا هم در منزل ما بود میآوردند.
ایشان مطابق رسم نجف هر شب باید پلو بخورند ولی مختصر و بیتشریفات، و نوعاً منزل ما آبگوشت [بود که] در کاسههای مسی میریختند و میآوردند. ولی از لحاظ کمیّت اقتصادی نبود، مثلاً چند کاسه آبگوشت با چند نان سنگک، یک بشقاب مختصر پلو و یک بشقاب خورشِ مرحوم صاحب کتاب اضافه میشد؛ ولی تمام مجلس به مزاح و خوشی و صفا میگذشت.
ایشان در همان منزل درس خارج شروع نمودند و عدّه زیادی از فضلاء به درسشان حاضر میشدند که از جمله عالم عصر و استاد حقیر در معقول آقای حاج سیّد روح الله خمینی بود، و از جمله مردمان عجیب آقای حاج میرزا محمّد باقر کمرهای بود که خود نابغهای در حفظ بود. تمام قرآن را حافظ است و دارای قلم عربی و فارسی و علی الظاهر علاوه بر فقه و اصول آشنائی کامل به بعضی از زبانهای خارجی دارد، و به تاریخ اسلام مسلّط است. صد حیف که به واسطۀ بعضی از کج فکریها متروک مانده است.
بعد از مرحوم والد ـ قدّس سرّه ـ خیلی به حقیر اظهار لطف کردند، از جمله