مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٩٩ - داستان اهانت بعضی از عامّه به میرزا و دخالت روس و انگلیس و والی عثمانی و عفو مرحوم میرزا
او اجازه ملاقات میدهد. به آقا عرض میکند: اجازه بدهید این متجاسرین را تنبیه کنیم. آقا میفرماید: اینان فرزندان ما هستند که با هم نزاع کردهاند، خودمان آن را حلّ خواهیم کرد.
والی عثمانی از مرحوم میرزا تشکّر میکند و پس از آن ملاقات، ماوَقَع را به سلطان عبدالحمید گزارش میدهد. سلطان عبدالحمید به میرزا تلگراف میزند و پس از تشکّر مینویسد: «به خاطر این اسائۀ ادبی که به حضرت عالی شده است هر دستوری بدهید در حقّ متجاسرین اجرا میکنیم.» میرزا در پاسخ مینویسد: «ما آنان را عفو کردیم.»
مرحوم میرزا با این برخورد کریمانۀ خود چنان ایجاد الفت و محبّت کرده بود که عمویم مرحوم آقا میرزا حسن میگفت: تا این اواخر، پیرمردهای اهل سنّت سامراء که آن واقعه را به یاد داشتند میگفتند: نحن الطُّلَقاء؛ زیرا میرزا هر کاری که میخواست میتوانست در حقّ ما انجام بدهد، ولی ما را عفو کرد.
اینها نمونههایی بود از روش عملی مرحوم میرزا، در راه ایجاد وحدت و الفت بین شیعه و سنّی.
صفحۀ ٤٠:
از آقا سیّد عباس اصفهانی، نجل جلیل آقا سیّد محمّد فشارکی شنیدم: بعد از مرحوم ابوی خواستم از کسی تقلید کنم از بزرگی پرسیدم: آقا میرزا محمّد تقی شیرازی عادل است؟... ایشان به من گفت: از عصمت آقا میرزا محمّد تقی بپرس نه از عدالت ایشان!
مرحوم میرزا حالت انصراف نفسی داشته است؛ یعنی اگر میخواسته ذهنش را از چیزی منصرف نماید و فقط متوجّه خدا بکند میتوانسته است؛ این مقام بزرگی است.
نقل میکنند: شیخی خدمت مرحوم میرزا میآید و از ایشان نماز استیجاری