مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١١٤ - کلمات أبی یزید بسطامی به نقل از
الهی! ناز به تو کنم و از تو، به تو رسم.
الهی! چه نیکوست واقعاتِ الهام تو بر خطرات دلها، و چه شیرین است روش اِفهام تو در راه غیبها، و چه عظیم است حالتی که خلق کشف نتوانند کرد و زبان وصفِ آن نداند، و این قصّه به سر نیاید.
الهی! عجب نیست از آنکه من تو را دوست دارم و من بندۀ عاجز و ضعیف و محتاج، عجب آنکه تو مرا دوست داری و تو خداوند و پادشاه و مستغنی!
الهی! که میترسم اکنون و به تو چنین شادم، چگونه شادمان نباشم اگر ایمن گردم[١].[٢]
[أخذنا علمَنا من الحیِّ الّذی لا یموت]
در صفحه ٥ [مقدّمه] از جلد اول طبقات شعرانی از بایزید بسطامی نقل کرده است که او فرموده است به علمای عصر خود:
أخذتم عِلمَکم من علماءِ الرُّسوم میّتًا عن میّتٍ، و أخذنا علمَنا من الحیِّ الّذی لا یموت.[٣]
[کلمات أبییزید بسطامی به نقل از حلیة الأولیاء]
کلمات ابی یزید بسطامی که در حلیة الأولیاء، جلد ١٠، صفحه ٣٤، نقل شده است:
١ـ لیس العَجَبُ من حُبّی لک و أنا عبدٌ فقیرٌ، إنّما العَجَب من حُبِّک لی و أنت مَلِکٌ قدیرٌ.
[١]ـ تذکرة الاولیاء، طبع انتشارات صفی علیشاه، باب ١٤، ص ١٧٩، تحت عنوان مناجات بایزید.
[٢]ـ جنگ ٦، ص ٧.
[٣]ـ همان مصدر، ص ٢١.