مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٥٣ - دائماً او پادشاه مطلق است در کمال عزّ خود مستغرق است
معلّی برای زیارت یکی از أعلام و بزرگان به حمزه[١] و یا به جاسم[٢] میرود و در ضمن مذاکرات، خیلی به طور عادی و معمولی آقا حاج سیّد احمد میگوید: هوا قدری گرم است؛ آن مرد میگوید: نارُ جهنّمَ أشَدُّ حَرًّا! مرحوم حاج سیّد احمد، صیحهای میزند و به زمین میافتد، و مدّتی بیهوش و مدهوش میماند.[٣]
[دائماً او پادشاه مطلق است در کمال عزّ خود مستغرق است]
شیخ عطّار در منطق الطّیر فرماید:
|
دائماً او پادشاه مطلق است |
در کمال عزّ خود مستغرق است |
|
|
فهم طائر چون پرد آنجا که اوست |
کی رسد عقل و خرد آنجا که اوست |
در مکاتباتی که بین سیّد جلیل سیّد احمد کربلائی و مرحوم شیخ محمّد حسین اصفهانی وارد است، شعر ثانی را چنین عنوان بحث قرار دادهاند:
|
او بسر ناید ز خود آنجا که اوست |
کی رسد عقل و خرد آنجا که اوست[٤] |
[١] و ٢ـ حَمزه و جاسم در هفت فرسنگی نجف اشرف از راه حلّه است، دو مکانی است قریب به هم. اوّل: حمزه از اولاد حضرت أبا الفضل العبّاس است که گنبد و مسجد و صحن و سرائی معظم دارد. دوّم: جاسم از اولاد حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام؛ وی ایضاً دارای گنبد و صحن وسیع و شکوهی خاصّ است، از اولاد بلاواسطۀ حضرت است.
اینجانب موّفق شدهام و دو سفر برای زیارت آن دو مکان مقدّس مشرّف شدهام.
[٢]
[٣]ـ جنگ ١٨، ص ٢٣٥.
[٤]ـ جنگ ١، ص ١٥٩.