مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٣٩ - آیة الله حاجّ شیخ محمّد تقی آملی و بهره از عارف کامل مرحوم قاضی در نجف أشرف
این احوال به سالکی ژندهپوش برخوردم و شبها را در حرم مطهّر حضرت مولی الموالی ارواحنا فداه عَتَبَةً تا جار حرم[١] با ایشان به سر میبردم، و او اگرچه کامل نبود لکن من از صحبتش استفاداتی میبردم، تا آنکه موفّق به إدراک کاملی شدم و به آفتابی در میان سایه برخوردم و از انفاس قدسیّۀ او بهرهها بردم و در مسجد کوفه و سهله شبهائی تنها مشاهداتی کردم و کمکم باب مراوده با مردم را بر روی خود بستم و به مجالس مباحثات حاضر نمیشدم و دروسی را که خود داشتم ترک کردم و چند سالی بر این حال بماندم تا مرا شوق بازگشت به طهران پدید آمد.
پس از استخاره با حضرت معبود در ماه ربیع الاوّل سنۀ هزار و سیصد و پنجاه و سه، از نجف أشرف حرکت کردم و اواخر ماه مذکور به طهران رسیدم و همواره به تجرّع غصص و أحزانم و از پیشآمدهای روزگار در سوز و گدازم نه مرا حال قراری و نه مرا پای فراری و نه شوق به کاری و نه دنیائی و نه آخرتی؛ (هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ).[٢] اللهمّ اجعَل عواقبَ اُمورِنا خیراً.»
(صفحه٨٨ و ٨٧، که قسمت اخیر زندگی آیة الله آملی بود به قلم خودشان.)
آنچه آورده شد زندگی مرحوم کوهستانی در رابطه با آیة الله حاج شیخ محمّد تقی آملی بود و همچنین آنچه از زندگانی مرحوم آملی در رابطه با اساتید عرفان ایشان بود.[٣]
[١]ـ به معنی متوالیاً و مستمراً تا هنگامی که خادمین حرم برای بستن دربها در آخر شب مردم را به بیرون هدایت میکردند. (محقّق)
[٢]ـ سوره التوبة (٩) ذیل آیه ٣٥.
[٣]ـ جنگ ١٩، ص ١٥ الی ١٨.