مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٥٨ - یونان و رومانی، صربستان و بلغارستان و مونتنکر و بوسنی از عثمانی بودند که جدا شده بودند
حق سیادت برای خود قائل بود. امّا از اواسط قرن نوزدهم در خطر انهدام کامل قرار گرفت و بقای آن تا اوائل قرن بیستم، فقط به واسطۀ رقابت دولی بود که علاقهمند به تقسیم این امپراطوری بودند.
امپراطوری عثمانی، که در محل تلاقی سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا قرارگرفته بود، مانع بزرگی بر سر راه پیشروی مخرب و توسعۀ استعمار به شمار میرفت. استعمار، انگیزۀ قوی برای درهم شکستن قدرت مسلمین داشت.
یونان و رومانی، صربستان و بلغارستان و مونتنکر و بوسنی از عثمانی بودند که جدا شده بودند
صفحۀ ٣٢٠:
خلاصه همه چیز دست به دست هم داده بود تا امپراطوری را تجزیه کند. اوضاع آشفته عثمانی به گونهای بود که تزار روسیّه به سفیر کبیر بریتانیا در مورد ترکیه گفته بود:
«مردی بیمار در برابر ماست، مردی سخت بیمار... هر لحظه ممکن است که به شکل ناگهانی بمیرد.»
روسیه تزاری خود را برای مقدّمات حمله به امپراطوری عثمانی و تجزیه آن آماده میساخت. دولتهای اروپایی نیز به طمع افتادند، هر یک بخشی از قلمرو آن را بین خود تقسیم کردند و چشم انتظار رسیدن به آن بودند.
یونان، رومانی، صربستان، بلغارستان، مونتنکر و بوسنی قسمتی از امپراطوری عثمانی بودند که از آن جدا شدند و به تصرّف غربیها درآمدند. قبرس به چنگ انگلستان افتاد. در سال ١٧٧٤ م روسیّه شبه جزیره کریمه را از عثمانی گرفت.
مصر همینکه دید عثمانی در اروپا رو به ضعف گذارده، چندان از امپراطوری فرمان نمیبرد، فقط اسماً زیر نظر امپراطوری عثمانی بود.