مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٥٢ - داستانی از آقا حاج سیّد احمد کربلائی طهرانی
سال در محضر او بوده و سپس به نجف اشرف مشرف شده و از محضر آیةالله حاج میرزا حسین خلیلی و حاج میرزا حبیبالله رشتی و آخوند ملاحسینقلی همدانی استفاده نموده است، و از مبرّزترین تلامذۀ آخوند گردیده است که سالیان دراز تحت تعلیم و تربیت او بوده است.
و چون میدانیم ارتحال آخوند در ٢٨ شهر شعبان سنه ١٣١١ واقع گردیده است و نیز میدانیم چنانچه مشهور است مرحوم حاج سیّد احمد پیرمرد نبودهاند و علّت ارتحالشان ابتلا به مرض سلّ بوده است؛ روی تمام این مقدّمات، اگر فرض کنیم ایشان در وقت تشرّف به سامرّاء بیست و دو ساله بودهاند و وقت ورود را هم ١٣٠٢ فرض کنیم، در این صورت مدّت عمرشان ٥٢ سال و تولّدشان در حدود سنۀ ١٢٨٠ خواهد بود، و چون دانستیم حضرت شیخ در زمان ارتحال ایشان ٣٦ ساله بودهاند، بنابراین ردّ و بدل مکاتبات در پیش از ٣٦ سالگی شیخ، و پیش از ٥٢ سالگی سیّد اتّفاق افتاده است.[١]
داستانی از آقا حاج سیّد احمد کربلائی طهرانی
حضرت حجّة الاسلام آقای حاج سیّد محمّد علی میلانی آیةالله زاده ـدامت برکاتهـ عصر روز سیزدهم شهر ربیع المولود ١٤١٢ در بنده منزل تشریف آورده و یک دورۀ هفت جلدی کتاب نفیس و ارزشمند مرحوم والدشان را مسمّی به قادتُنا کیف نَعرفُهم برای حقیر هدیه آوردند ـشکّر الله مساعیَه الجمیلةـ و در ضمن این حکایت را بیان فرمودند:
راجع به آیةالحقّ و سند العرفان و الفقیه النّبیل الأوحدیّ آقا حاج سیّد احمد کربلائی طهرانی ـقدّس الله سرّهـ نقل فرمودند از نوادۀ ایشان که فعلاً در قم سکونت دارند که: وقتی، مرحوم آقای حاج سیّد احمد از نجف اشرف یا کربلای
[١]ـ جنگ ١٣، ص ١٠٠ و ١٠١.