مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٠٦ - ملاقات با آقا آخوند ملاّ علی همدانی و بیان خواب آقا شیخ عبدالنّبی
با این سخن سیّد مخالفت کردم؛ بگو مگو بالا گرفت، در عین حال نتیجهای نداد. به سامرّاء که آمدم خدمت مرحوم میرزا رفتم؛ میرزا خارج شهر بود. جریان ملاقات با سیّد را به ایشان گفتم.
میرزا فرمود: شما چه جواب دادی؟
گفتم: مخالفت کردم با این پیشنهاد.
مرحوم میرزا گفت: اگر موافقت کرده بودی رابطۀ من با تو قطع میشد! میدانی این پیشنهاد چه مفسدهای دارد؟ معنایش این است که تنها کشور مستقل شیعه، استقلال خودش را از دست بدهد و تبعۀ دولت عثمانی گردد! این به مصلحت نیست. اگر ما ناصرالدّین شاه را عزل نمیکنیم، به خاطر حفظ این ظاهر است.
من، قبل از اینکه داستان فوق را از مرحوم شیخ بهاء الدّین نوری بشنوم، این مسأله در ذهنم بود که چرا مرحوم میرزا در تلگرافهایش به ناصر الدّین شاه، تعبیرات محترمانهای به کار میبرد و با القاب زیادی وی را مورد خطاب قرار میدهد؟! بعد فهمیدم که سرّ این مطلب چیست. میرزا به خاطر حفظ موقعیت موجود و اینکه کسی که بتواند در آن شرائط جانشین ناصر الدّین شاه بشود و این استقلال ظاهری را حفظ کند وجود ندارد و صلاح نمیداند هیمنه ظاهری شاه را درهم بشکند، از اینروی در تعبیرات مانند یک رعیت با ناصر الدّین شاه برخورد میکند.
ملاقات با آقا آخوند ملاّ علی همدانی و بیان خواب آقا شیخ عبدالنّبی
صفحۀ ٤٩:
این همه تقیّد به خاطر آن بوده است که شاگردان میرزا، میرزا را انسان فوقالعادهای میدانستهاند و برایش کراماتی هم ذکر میکنند. این کرامات در برخی از کتابهایی که مربوط به میرزا است آمده است؛ در اینجا من یک مورد را که مستند شنیدهام و شاید در جایی مکتوب نباشد برای شما نقل میکنم: